دشمنى و ضديت است ، و همين شياطين از جمله همان آلهه جنى ايشانند كه مايه عزت خود مىپنداشتند ، و اگر اين آلهه ضد مشركين نبودند به چيزى كه هلاكت و شقاوتشان در آن است دعوتشان نمىكردند .
پس آيه شريفه به منزله اين است كه گفته شود : اين آلهه كه مشركين آنها را مايه عزت خود مىپنداشتند ، ضد مشركين هستند ، به دليل اينكه شيطانها كه يك دسته از آلهه ايشانند ايشان را با تكان هر چه شديدتر به سوى چيزى تحريك مىكنند كه هلاكت و شقاوتشان در آن است ، و تازه همين شيطانها هم سر خود نيستند ، بلكه هر چه مىكنند به اذن خدا مىكنند ، ( و اين اذن همان است كه در آيه از آن به ارسال تعبير شده ) بنا بر اين اتصال اين آيه به ما قبل خود خيلى روشن است .
ولى صاحب تفسير روح المعانى اين آيه را مترتب بر مجموع آيات قبل ، يعنى از آيه « وَيَقُولُ الإِنْسانُ » تا جمله * ( « وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا » ) * دانسته ، و در توجيه كيفيت اتصال آن به ما قبل طول و تفصيل داده و حرفهايى زده است كه هيچ فايده اى در آن نيست ، و با اين نظريه خود ، سياق آيات و اتصال ما بعد آيه مورد بحث را به ما قبل به كلى بر هم زده است « 1 » .
* ( « فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا » ) * كلمه « عد » به معناى شمردن است ، و چون شمردن هر چيزى آن را به آخر مىرساند و نابود مىكند ، به اين عنايت ، خداى تعالى در اين آيه خواسته است بفرمايد : ما عمر ايشان را به آخر مىرسانيم و تا آخرين نفس مىشماريم ، گويا نفسهاى عمر ايشان را در نزد خود ذخيره كرده ، و دانه دانه مىفرستد تا تمام شود ، و آن روزى است كه وعده عذابشان داده است .
و چون مدت بقاى آدمى ، مدت آزمايش و امتحان او است ، هم چنان كه آيه « إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » « 2 » اشاره به آن دارد ، در نتيجه شمردن عمر در حقيقت شمردن اعمالى است كه در نامه عمر نوشته مىشود ، تا بدان وسيله بنيه زندگى جاودانه آخرت تمام شود ، و در آن آنچه مايه سعادت زندگى او در آنجا است ، تا دانه آخر شمرده مىشود ، كه چه نعمتهايى دارد ، و چه نقمتهايى ، و همانطور كه ماندن جنين در رحم مادر ، باعث تماميت خلقت جسم او مىشود ، ماندن آدمى هم در دنيا براى همين است كه
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 134 و 135 .
( 2 ) ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم تا آنها را بيازماييم كه كدامينشان بهتر عمل مىكنند . سوره كهف ، آيه 7 .