روزى كه پرهيزكاران را محشور كنيم كه به پيشگاه خداى رحمان وارد شوند ( 85 ) .
و گنه كاران را تشنه به سوى جهنم برانيم ( 86 ) .
شفاعتى ندارند مگر اينكه از خداى رحمان پيمانى گرفته باشند ( 87 ) .
گويند خدا فرزندى ( براى خود ) برگزيده است ( 88 ) .
حقا چيزى زشت و بد آوردهايد ( 89 ) .
چيزى كه نزديك است آسمانها از هول آن متلاشى گردد و زمين بشكافد و كوه ها در هم شكسته ، فرو افتد ( 90 ) .
از آن رو كه براى خداى رحمان فرزندى ادعاء كردهاند ( 91 ) .
سزاوار نيست كه خداى رحمان فرزندى برگزيند ( 92 ) .
در آسمانها و زمين هيچ كس نيست مگر آنكه با بندگى به سوى خدا آمدنى است ( 93 ) .
خدا همه را احصاء كرده و شمارشان كرده است ، آن هم شماره كردنى كامل ( 94 ) .
و همگيشان روز قيامت تنها به پيشگاه خدا وارد شوند ( 95 ) .
كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند خداى رحمان براى آنها محبتى قرار خواهد داد ( 96 ) .
بيان آيات
اين آيات ، فصل سوم از اعتقادات كفار را نقل مىكند ، و آن عبارت است از شرك به خدا با برگزيدن خدايانى ديگر ، و اينكه گفتهاند : « خدا فرزند گرفته » و پاسخ از آنها .
* ( « وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا » ) * .
منظور از اين آلهه ، ملائكه و جن و مقدسين از انسانها و جباران از ملوك است ، چون بيشتر مشركين براى ملوك قداستى آسمانى قائل بودند .
و معناى اينكه فرمود تا عزت آنان باشند ، اين است كه تا شفيع آنان باشند و به درگاه خدا نزديكشان كنند ، و در نتيجه به عزت دنيا برسند ، و اين عزت ايشان را به سوى خيرات كشانده و از شر دور بدارد . و بعضى « 1 » از مفسرين كه منظور از عزت را شفاعت در آخرت براى ايشان دانسته ، از اين مطلب غفلت كرده كه مشركين قائل به قيامت و زندگى ديگر نبودند .
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 41 .