تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
ولى معناى اول با سياق مناسبتر است ، هم چنان كه مناسبتر با سياق اين است كه ضمير در « عليهم » راجع به همه مردم باشد ، چه كفار و چه مؤمنين ، نه اينكه تنها كفار مقصود باشند ، و در نتيجه جمله * ( « قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * از قبيل به كار بردن ظاهر در جاى ضمير باشد . * ( « أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَأَحْسَنُ نَدِيًّا » ) * - كلمه « اى » براى استفهام است ، و مراد از « فريقين » دو فريق كافر و مؤمن است ، و گويا مراد كفار اين بوده كه بگويند مقام و مجلس ما از مقام و مجلس مؤمنين كه بيشتر فقرا و بردگانند ، شكوهمندتر است چيزى كه هست كلام خود را به صورت استفهام و سؤال در آورده‌اند ، و اگر دو فريق را نام نبرده و با همان فريقين كنايه آوردند براى اين ادعا و خيال بوده كه مؤمنين هم خودشان اين معنا را مىدانند ، و اگر از ايشان سؤال شود بدون ترديد حرف ما را مىزنند . و معناى آيه اين است كه چون آيات ما كه ظاهر در حجيت و واضح در دلالت است ، براى مردم - يعنى دو فريق كافر و مؤمن - خوانده شود ، با اين كه هيچ جايى براى ترديد باقى نمىگذارد ، معذلك فريقى از ايشان كه همان كفار باشند به فريق ديگر كه مؤمنين باشند خطاب مىكنند كه : خودتان انصاف دهيد ، كداميك از ما دو فريق از جهت خانه و مجلس بهتريم ؟ - ناگزير خواهيد گفت : كفار ، - و مقصودشان از اين حرف اين است كه لازمه بهتر بودن زندگى ما اين است كه سعادت در طريقه و ملت هم با ما باشد ، چون سعادتى ما وراى تمتع متاع حيات دنيا وجود ندارد ، پس حق با ما است . * ( « وَكَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَرِءْياً » ) * . كلمه « قرن » به معناى مردمى همزمان است ، و كلمه اثاث به معناى متاع خانه است ، ولى بعضى « 1 » گفته‌اند كه : جز بر اثاث بسيار اطلاق نمىشود ، و يك تكه از وسائل زندگى را اثاث نمىگويند ، و اين كلمه در نتيجه جمعى است كه واحد ندارد ، و كلمه « رءى » - به كسره راء و سكون همزه - به معناى هر چيزى است كه از چشم انداز به نظر بيايد ، و در مجمع البيان از بعضى نقل كرده كه گفته‌اند : كلمه مذكور اسم براى هر چيزى است كه ظاهر باشد ، و مصدر نيست ، مصدر آن « رأى » و نيز « رؤية » است ، به دليل اينكه فرمود « يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ » پس « رأى » ، فعلى از افعال آدمى است ، و « رءى » آن موجودى است كه مرئى آدمى باشد ، نظير طحن و طحن ، و سقى و سقى ، و رمى و رمى « 2 » .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 126 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 3 ، ص 524 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 136 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى