و چون كفار در حقانيت ملت و كيش خود عليه مؤمنين كه دعوت نبوى را پذيرفته و به آن ايمان آوردند احتجاج كردند به اين كه ايشان در دنيا از نظر مقام و مجلس بهترند ، و غفلت كردند از اين كه غير از حيات دنيا حياتى جاودان و ابدى دارند كه نهايت و آخر ندارد ، و نيز غفلت كردند از اينكه سعادت آدمى در سعادت آن زندگى است ، و چند روزى كه آدمى در دنيا زندگى مىكند قدر و قيمتى در مقابل ابديت نداشته و دردى از آن دوا نمىكند و جا پر كن سعادت آن نمىشود .
علاوه بر اين غفلت ورزيدند از اينكه تمتعات و لذتهاى دنيا هم هميشه به سعادت آدمى تمام نمىشود ، و آدمى را از غضب خدا كه ممكن است روزى متوجه او شود حفظ نمىكند ، و چنان روزى هم از ستمگران دور نيست ، پس دارنده دنيا از سخط خدا ايمن نيست و چون ايمن نيست زندگيش گوارا نيست ، چون هلاكت آنا فانا زندگيش را تهديد مىكند ، و هيچ نعمتى برايش گوارا نيست ، زيرا در معرض نقمت و سخط و بلا است .
و لذا خداى تعالى با جمله * ( « وَكَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ » ) * به جواب ايشان اشاره فرموده است .
و ظاهرا جمله مذكور جمله اى است حاليه و كلمه « كم » خبريه است نه استفهامى ، و معناى آيه اين است كه : اينان به اين شبهه واهى - كه ما مقام و مجلس بهترى داريم - استدلال مىكنند تا مؤمنين را خوار بشمارند و حال آنكه ما قبل از ايشان جمعيتهاى بسيارى كه از نظر كالا و اثاث و مجلس خيلى بهتر از ايشان بودند هلاك كرديم .
خداى سبحان نظير اين شبهه را از فرعون نقل نموده ، و بعد از نقل آن شبهه داستان غرق شدنش را مىآورد و مىفرمايد : « وَنادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِه قالَ يا قَوْمِ ألَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهذِه الأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي ؟ أفَلا تُبْصِرُونَ ؟ أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكادُ يُبِينُ ، فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْه أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ . . . فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَمَثَلًا لِلآخِرِينَ » « 1 » .
* ( « قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَه الرَّحْمنُ مَدًّا . . . » ) *
كلمه « كان » در اين آيه دلالت بر استمرارشان در ضلالت دارد ، تا كسى نپندارد كه
هامش
( 1 ) و فرعون در قوم خود ندا كرد و گفت : اى مردم آيا ملك مصر از من نيست و اين نهرها از دامنه قصرم نمىگذرد چرا پس نمىبينيد ؟ با اين حال آيا من بهترم يا اين مرد بىكس و خوار كه حرف زدنش را بلد نيست ؟ اگر او هم كسى بود چرا ( مثل من به علامت سرورى ) دستبندى از طلا از طرف خدا ندارد . . .
همين كه ما را به خشم آوردند از ايشان انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم . پس سرگذشتشان را و مثلى براى ديگران كرديم . سوره زخرف ، آيات 51 - 56 .