آن وقت همين مفسرين اختلاف كردهاند در اينكه بعد از عموميت آيه نسبت به كافر و مؤمن ، همه مؤمنين را شامل مىشود يا آنكه متقين از آن استثناء شدهاند ؟ بعضى گفتهاند : عام است . و بعضى « 1 » گفتهاند متقين را شامل نمىشود و ادعا كردهاند كه : كلمه « منكم » به معناى « منهم » است ، هم چنان كه در آيه « وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً » « 2 » كلمه « لكم » به جاى « لهم » به كار رفته هر چند كه با جمله * ( « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا . . . » ) *
نمىسازد .
اين بود گفتگوى مفسرينى كه قائل شدند به اينكه ورود به معناى دخول است ، و ليكن ما قبول نداريم كه كلمه مذكور در آيه « لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها » كه به آن استدلال كردهاند به معناى دخول باشد ، بلكه مناسبتر آن است كه به معناى حضور باشد ، چون معنا چنين مىشود : اگر خدايانى غير از خدا وجود داشت اين مشركين نزديك آتش هم نمىآمدند تا چه رسد به اينكه داخل آن شوند ، و همچنين آيه ديگر كه به آن استدلال كردهاند يعنى آيه « فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ » ، چون شان فرعون كه خود يكى از ائمه ضلالت است ، اين است كه مردم خود را به سوى آتش هدايت كند نه اينكه داخل آتششان كند ، داخل كردن ديگر كار او نيست .
و اما اينكه گفتند : آيه * ( « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا . . . » ) * نيز دليل بر اين معنا است ، در جواب مىگوئيم : كلمه « ورود » در اين آيه نيز به معناى دخول نيست ، و ما معناى دخول را از جمله * ( « نَذَرُ الظَّالِمِينَ » ) * مىفهميم ، و اگر اين جمله دلالت دارد بر اينكه معناى دخول از كلمه ورود اراده شده غير آن است كه ورود در معناى دخول استعمال شده باشد ، و همچنين نجات متقين از آتش مستلزم اين نيست كه داخل آتش شده باشند ، زيرا نجات همانطور كه با انقاذ شخص داخل مهلكه صادق است ، با دور كردنش از مهلكه نيز صادق است ، و اگر كسى را كه مشرف به هلاكت شده از هلاكت دور كنيم او را نيز نجات دادهايم .
و اما اينكه گفتند : روايات هم بر اين معنا دلالت دارد جوابش اين است كه روايات در شرح داستان وارد شده نه در بيان مورد استعمال الفاظ آيه ، تا بگويند روايات دلالت دارد بر اينكه ورود به معناى دخول است .
حال اگر كسى بپرسد چرا جائز نباشد مراد از ورود شانيت دخول باشد و معنا اين
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 526 .
( 2 ) سوره دهر ، آيه 22 .