* ( « فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّياطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا » ) * .
كلمه « جثى » جمع جاثى است ، و وزنش در اصل فعول بوده و جاثى كسى را گويند كه بر دو زانو نشسته باشد ، و به ابن عباس نسبت دادهاند كه گفته : جثى جمع جثوة است ، كه به معناى سنگ و خاك انباشته است « 1 » ، و مقصود از آن در اين آيه اين است كه مردم روز قيامت انبوه انبوه و دسته دسته حاضر مىشوند ، دسته هاى متراكم ، كه از كول هم بالا مىروند ، و اين معنا با سياق آيه متناسبتر است .
ضمير جمع در * ( « لَنَحْشُرَنَّهُمْ » ) * و در * ( « لَنُحْضِرَنَّهُمْ » ) * به كفار برمىگردد ، و آيه شريفه تا سه آيه متعرض حال كفار ، و منكرين معاد در قيامت است ، و اين روشن است . ولى بعضى « 2 » گفتهاند : هر دو ضمير به عموم مردم از مؤمن و كافر بر مىگردد ، و همين حرف را در ضمير « كم » در * ( « وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها » ) * زدهاند . ليكن اين حرف صحيح نيست زيرا لحن اين سه آيه لحن عذاب و خشم است ، و با عموميت نمىسازد .
مراد از اينكه فرمود * ( « لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّياطِينَ » ) * اين است كه در بيرون قبرها ايشان را با اولياءشان ، كه شيطانهايند جمع مىكنيم ، چون به خاطر ايمان نداشتن از غاويان شدند ، « فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا - به زودى غى را كه از خود ايشان است ملاقات مىكنند » و در جايى ديگر بيان كرده كه شيطانها اولياى غاويانند ، و فرموده : « إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ » « 3 » و نيز فرموده : « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ » « 4 » .
و يا ممكن است مراد قرينهاى ايشان باشد ، يعنى ايشان را با قرينهايشان محشور مىكنيم ، هم چنان كه فرمود : « وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَه شَيْطاناً فَهُوَ لَه قَرِينٌ ، . . . حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ وَلَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ ، أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ » « 5 » .
و معناى آيات اين است كه به پروردگارت سوگند ، كه همه را روز قيامت با اولياء و قرينهاى شيطانيشان جمع مىكنيم ، آن گاه پيرامون جهنم براى چشيدن عذاب جمعشان مىكنيم ، در حالى كه همه از در ذلت به زانو در آمده باشند ، يا در حالى كه همه دسته دسته ،
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 119 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 118 .
( 3 ) سوره اعراف ، آيه 27 .
( 4 ) سوره حجر ، آيه 42 .
( 5 ) سوره زخرف ، آيات 36 و 38 و 39 .