تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
مطلق است ، و حاصل مقصود از آن دو اين مىشود كه : خلت و دوستى كه جهت تقوى و رنگ آن را نداشته باشد در قيامت منتفى است ، و اما خلت و دوستى كه رنگ تقوى داشته باشد ، يعنى بخاطر خدا بوده باشد ، البته در قيامت ثابت و نافع است . پس انكار دوستى بطور مطلق ، و سپس اثبات بعضى از اقسام آن در اين آيه ، نظير انكار شفاعت بطور مطلق در آيه « وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفاعَةٌ » « 1 » و سپس اثبات بعضى از اقسام آن كه شفاعت به اذن خدا باشد در آيه « إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ » « 2 » مىباشد . و اينكه بعضى « 3 » در اصلاح و رفع تنافى ميان اين دو آيه گفته‌اند : « مراد از خلت در آيه اى كه آن را انكار مىكند دوستىهاى معمولى دنيوى است ، كه بوسيله آن از دست رفته ها را جبران مىكنند ، بخلاف دوستى در آيه ديگر كه آن را اثبات مىكند » و بعضى « 4 » ديگر كه گفته‌اند : « مراد از دوستى در آيه اى كه انكارش مىكند ، دوستى طبيعى و ناشى از فعل و انفعالات نفس است بخلاف آن دوستى ديگر ، كه دوستى خدايى است » در حقيقت برگشتش به همان حرفى است كه ما گفتيم .
* ( « اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ . . . » ) * . بعد از آنكه داستان شريك قرار دادن براى خدا را از ناحيه مشركين و اضلال و تهديد ايشان به آتش دوزخ را تمام نمود اينك در اين آيه و دو آيه بعد ، استدلال بر اختصاص ربوبيت براى خداى تعالى را ايراد مىفرمايد ، و آن را از راه اختصاص تدبير عام موجودات ، از قبيل نظام خلقت و فرستادن آب از آسمان و بيرون كردن رزق از زمين و تسخير درياها ( كشتىها ) و نهرها و آفتاب و ماه ، و شب و روز ، به نتيجه مىرساند ، و سپس در آخر اين سه آيه ، به اين معنا اشاره مىكند كه اين نعمتها و ميليونها نعمت ديگرى كه از حد شمارش بيرون است همه از ناحيه خداى تعالى به انسانها داده شده . و همانطور كه گفتيم بيانات اين سوره همه در روشنايى دو اسم از اسامى خداى تعالى ، يعنى اسم « عزيز » و « حميد » جريان مىيابد . پس اينكه فرمود : * ( « اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ » ) * در معناى اين است كه : بگوييم : خداى تعالى ، تنها و يگانه رب عالم است نه اينهايى كه شما براى او شريك
هامش
( 1 ) دوستى و شفاعتى نيست . سوره بقره ، آيه 254 . ( 2 ) مگر كسانى كه شهادت به حق داده و خود مىدانند . سوره زخرف آيه 86 . ( 3 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 222 . ( 4 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 125 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 83 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى