بعد از آنكه آنها را به وسيله رسول گراميش و بخاطر گمراه كردن مردم از راه خدا تهديد به عذاب قيامت كرد ، اينك به وسيله همان پيامبر بندگان خود را كه ايمان آوردهاند دستور مىدهد كه او را رها نكنند و تا روز قيامت - كه در آن روز ديگر مجالى براى جبران سعادتهاى فوت شده نيست ، و ديگر با هيچ وسيله اى از وسايل موجود در دنيا كه يا معاوضه ، و دادن چيزى و گرفتن چيزى است ، و يا دوستى و محبت است ، نمىتوان چيزهايى كه از دست رفته جبران كرد - فرا نرسيده ، راه خدا و ريسمان محكم او را از دست ندهند ، چون روز قيامت فقط و فقط روز حساب و جزا است و شان آن روز تنها همين است و شان ديگرى در آن نيست .
از اينجا روشن مىشود كه جمله * ( « يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنْفِقُوا » ) * بيان از راه خدا است و در معرفى راه خدا ، تنها به اين دو اكتفاء كرد ، چون ساير وظائف و دستورات شرعى كه هر يك به تناسب خود ، شانى از شؤون حيات دنيوى را اصلاح مىكند - عده اى از قبيل نماز ميان بنده و پروردگار او را ، و عده اى نظير انفاق ، ميان بنده با بندگان ديگر را اصلاح مىنمايد - همه از آن دو ركن ، منشعب مىشوند .
و دو جمله « يقيموا » و « ينفقوا » از اين نظر مجزوم ( بدون نون ) آمدهاند كه در جواب امر و مقول قول حذف شده قرار گرفتهاند و تقدير كلام چنين است : « قل اقيموا الصلاة و انفقوا . . . ، يقيموا الصلاة و ينفقوا . . . » .
انفاقى كه در آيه شريفه آمده انفاق معينى نيست ، بلكه مطلق انفاق در راه خداست ، چون سوره مورد بحث مكى است و در مكه هنوز آيه اى در باره زكات معين اسلامى نازل نشده بود . و مقصود از انفاق سرى و علنى اين است كه انفاق بر مقتضاى ادب دينى انجام گيرد ، آنجا كه ادب ، اقتضاى پنهان بودن را دارد ، پنهانى انفاق كنند و هر جا كه ادب ، علنى آن را مىپسندد ، علنى بدهند ، به هر حال ، مطلوب از انفاق اين است كه هر گوشه و شانى از شؤون اجتماع كه در شرف فساد و تباهى است اصلاح شود ، و بر جامعه مسلمين خللى وارد نيايد .
و اگر در اين آيه مىفرمايد كه در روز قيامت دوستى و خلت نيست ، منافات با آيه « الأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ « 1 » » كه براى آن روز دوستى را اثبات مىكند ندارد ، زيرا نسبت ميان اين دو آيه به اصطلاح منطقىها نسبت عموم و خصوص
هامش
( 1 ) در آن روز دوستان همه با يكديگر دشمنند ، بجز متقين . سوره زخرف آيه 67 .