شكر نعمت خدا و ايمان به پروردگار ، كفران نعمت نمودند ، با اينكه قبلا تذكر داده بود ، كه چگونه خداى تعالى آسمان و زمين را خلق كرده ، و هيچ احتياجى به آنها نداشت ، و فقط منظور و غرضش انعام بود . و نيز فرموده بود كه كلمه حق ، كه انبياء مردم را به آن و به آثار نيكو و ثابت آن مىخوانند ، نعمتى ديگر است .
اين آيه شريفه مطلق است ، و هيچ دليلى نيست كه آن را به كفار مكه و يا كفار قريش اختصاص دهد ، گر چه خطاب در آن ، مربوط به رسول خدا است ، و در ذيلش دارد :
« بگو از كفر خود بهره مند شويد كه بازگشت شما به سوى آتش است » ، و به نظر مىرسد كه پس مراد از كفار هم ، كفار معاصر آن حضرت است ، ليكن اين چيزها باعث نمىشوند كه ، آيه را ، اختصاص به آنان دهيم ، زيرا مضمون آن مطلق است ، و شامل همه طاغوتها و اعمال ايشان مىشود ، چه طاغوتهاى اين امت ، و چه طاغوتهاى امتهاى گذشته .
پس آيه * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّه كُفْراً » ) * وضع طاغوتها ، يعنى پيشوايان ضلالت امتهاى گذشته و امت اسلام را بيان مىكند . به دليل اينكه مىفرمايد : « * ( وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ ) * - سرانجام كار ، قوم خود را به هلاكت كشانيدند » كه به خوبى اشعار دارد كه اينها افرادى متنفذ بودند ، كه از آنها شنوايى داشتند .
و مقصود از اينكه مىفرمايد « نعمت خدا را مبدل به كفر كردند » اين است كه شكر نعمت خدا را مبدل به كفران نمودند . پس در حقيقت كلمه شكر حذف شده ، و تقدير آيه چنين بوده : « بدلوا شكر نعمة اللَّه كفرا » .
ممكن است بگوئيم : مراد ، تبديل خود نعمت به كفر است ، البته در اين صورت بايد يك نوع مجاز مرتكب بشويم ، و در قرآن نظير اين تعبير را داريم ، آنجا كه مىفرمايد : « وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ » « 1 » .
و لازمه به هلاكت كشاندن قوم ، اين است كه خود را هم به هلاكت كشانده باشند ، چون پيشواى ضلالت بودند . و پيشواى ضلالت معلوم است كه هم خود و هم ديگران را به گمراهى مىكشاند ، و ديگران او را در ضلالتى كه دارد پيروى مىكنند . و نظير اين تعبير در آيه « يَقْدُمُ قَوْمَه يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ » 0 « 2 » در باره فرعون است .
هامش
( 1 ) رزق و نصيب خود را اين قرار داديد كه تكذيب كنيد . سوره واقعه ، آيه 82 .
( 2 ) پيشاپيش قوم خود حركت مىكند و ايشان را به آتش وارد مىسازد . سوره هود ، آيه 98 .