تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
بعضى گفته‌اند روزى كه عمل را قطع نمىكنند ، و بعضى گفته‌اند روزى كه در شنبه نيستند ، و هر دو جمله اشاره است به يك حالت ، و جمله * ( « إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ » ) * معنايش اين است كه : اگر ترك عمل در شنبه مقرر شد « وَجَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً » يعنى خواب شما را قطع عمل قرار داديم ، و اين اشاره است به صفتى كه در باره شب آورده و فرموده بود : « لِتَسْكُنُوا فِيه - تا در آن آرامش گيريد » « 1 » . پس مراد از سبت بطورى كه وى گفته ، خود روز است ، ليكن معناى قرار دادن آن ، قرار دادن ترك عمل در آن و تشريع اين ترك است ، ممكن هم هست مراد از آن ، معناى مصدرى باشد نه روزى كه در آن اين معنا جعل شده ، كما اينكه ظاهر آيه « تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ » « 2 » همين است ، بهر حال طبع كلام اقتضاء مىكرد كه بفرمايد : « انما جعل السبت للذين » تا نوعى اختصاص و ملكيت را افاده كند و بفهماند كه خدا در هر هفته يك روز را براى آنان تعطيل قرار داده ، تا از عمل دست بكشند و به عبادت پروردگار خود بپردازند ، و آن روز شنبه است ، هم چنان كه براى مسلمين در هفته يك روز را قرار داده تا در آن براى عبادت و نماز اجتماع كنند ، و آن روز جمعه است . ولى اينطور نفرمود ، بلكه كلمه « جعل » را با لفظ « على » متعدى كرده نه با لفظ لام ، با اينكه لفظ « على » تكليف و تشديد را مىرساند مثلا مىگويند : « لى عليك دين - براى منست بر ضرر تو قرضى » يعنى تو به من بدهكارى ، و يا مىگويند : « هذا عليك لا لك - اين بر ضرر تو است نه بنفع تو » و اين بدان جهت بود كه بفهماند ، تعطيلى روز شنبه در يهود به منظور آسايش آنان نبود ، بلكه ابتلاء و امتحانى بوده و لذا مىبينيم كه بالأخره تشريع اين حكم منجر به لعنت طائفه اى از ايشان و مسخ شدن طايفه ديگرشان شد كه در سوره بقره آيه 65 و در سوره نساء آيه 47 بدان اشاره شده است ، بنا بر اين مناسبتر اين است كه بگوييم مراد از جمله « اختلفوا فيه » اختلاف در سبت ، بعد از تشريع آن باشد ، زيرا بنى اسرائيل در باره آن اختلاف نموده عده اى تشريع آن پذيرفته و عده اى رد كردند ، دسته سومى حيله به كار بردند كه در سوره بقره و نساء و اعراف به حيله آنان و داستانشان اشاره شده است ، نه اينكه مراد از اختلافشان در آن ، قبل از تشريع آن باشد چنانچه در بعضى « 3 » روايات آمده كه اول پيشنهاد شد كه در هر هفته يك روز
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « سبت » . ( 2 ) ماهىهاشان مىآمدند روز سبت و ايشان در روزى كه سبت نمىكردند نمىآمدند . سوره اعراف ، آيه 163 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 252 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 531 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى