( دقت بفرمائيد ) .
مفسرين در بيان اختلاف مذكور در آيه اختلاف عميقى دارند ، بعضى « 1 » از ايشان گفته :
مراد از آن ، اين است كه خداوند مساله سبت را گوشمالى كسانى قرار داد كه با پيغمبرشان بر سر تعظيم جمعه اختلاف نموده ، از آن اعراض كردند ، و شنبه را براى خود روز عبادت گرفتند ، خدا هم همان شنبه را براى آنان مايه تشديد كرد . پس بنا به گفته اين مفسر اختلاف مزبور قبل از جعل بوده نه بعد از آن ، و چه بسا كلمه « فى » را به معناى لام و براى تعليل دانسته و آيه را چنين معنا كرده : « اين است و جز اين نيست كه سبت قرار داده شد بر كسانى كه به علت آن اختلاف كردند » .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : اختلاف به معناى مخالفت است ، چون يهوديان در مساله سبت مخالفت پيغمبر خود كردند ، نه اينكه اختلاف كرده باشند .
عده اى « 3 » ديگر گفتهاند : خداوند مامورشان كرده بود كه جمعه را روز عبادت بگيرند ، و ليكن معلوم نكرده بود كه جمعه چه روزى است ، و تعيين آن را به اجتهاد خود آنان واگذار كرده بود ، آن گاه احبار ايشان ( پيشوايان يهود ) در تعيين آن اختلاف كردند و خدا هم هدايتشان نكرد در نتيجه شنبه را براى خود تعيين نمودند .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : مراد اين است كه در ميان خود در باره شان سبت اختلاف كردند ، بعضى گفتند : از روز جمعه محترمتر است و بعضى جمعه را افضل از آن دانستند . و همچنين اقوالى ديگر كه ريشه همه آنها مطالبى است كه در خصوص قصه سبت يهود رسيده است .
و خواننده به خوبى مىداند كه هيچ يك از اين اقوال با لفظ آيه سازگارى و آن طور كه بايد انطباق ندارد ، پس ناگزير بايد وجهى را كه گذشت بپذيريم .
* ( « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ . . . » ) * .
شكى نيست در اينكه از آيه استفاده مىشود كه اين سه قيد ، يعنى « حكمت » و « موعظه » و « مجادله » ، همه مربوط به طرز سخن گفتن است ، رسول گرامى مامور شده كه
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 253 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 253 به نقل از حقاجى .
( 3 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 253 به نقل از قاضى عياض .
( 4 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 253 .