تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
به يكى از اين سه طريق دعوت كند كه هر يك براى دعوت ، طريقى مخصوص است ، هر چند كه جدال به معناى اخصش دعوت به شمار نمىرود .
و اما معنى « حكمت » - بطورى كه در مفردات « 1 » آمده به معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است ، و اما « موعظه » بطورى كه از خليل « 2 » حكايت شده به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان ، رقت پيدا كند ، و در نتيجه تسليم گردد ، و اما « جدال » بطورى كه در مفردات آمده عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه جويى است « 3 » . دقت در اين معانى به دست مىدهد كه مراد از حكمت ( و خدا داناتر است ) حجتى است كه حق را نتيجه دهد آن هم طورى نتيجه دهد كه هيچ شك و وهن و ابهامى در آن نماند ، و موعظه عبارت از بيانى است كه نفس شنونده را نرم ، و قلبش را به دقت در آورد ، و آن بيانى خواهد بود كه آنچه مايه صلاح حال شنونده است از مطالب عبرتآور كه آثار پسنديده و ثناى جميل ديگر آن را در پى دارد دارا باشد . و جدال عبارت است از : دليلى كه صرفا براى منصرف نمودن خصم از آنچه كه بر سر آن نزاع مىكند به كار برود ، بدون اينكه خاصيت روشنگرى حق را داشته باشد ، بلكه عبارت است اينكه آنچه را كه خصم خودش به تنهايى و يا او و همه مردم قبول دارند بگيريم و با همان ادعايش را رد كنيم . بنا بر اين ، اين سه طريقى كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده با همان سه طريق منطقى ، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مىشود . چيزى كه هست خداى تعالى موعظه را به قيد حسنه مقيد ساخته و جدال را هم به قيد * ( « بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » ) * مقيد نموده است ، و اين خود دلالت دارد بر اينكه بعضى از موعظه ها حسنه نيستند ، و بعضى از جدالها حسن ( نيكو ) و بعضى ديگر احسن ( نيكوتر ) و بعضى ديگر اصلا حسن ندارند و گر نه خداوند موعظه را مقيد به حسن و جدال را مقيد به احسن نمىكرد . و بعيد نيست تعليلى كه در ذيل آيه كرده و فرموده : * ( « إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ ) *
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « حكم » ( 2 ) مفردات راغب ماده « وعظ » . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « جدل » .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 534 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى