تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
براى عبادت تعطيل كنند ، آن گاه آن روز را جمعه قرار دادند ، و به همين خاطر اختلاف در گرفت بخاطر رفع اختلاف شنبه را قرار دادند . و معناى آيه اين است كه : « جز اين نيست كه روز سبت قرار داده شد و يا يك روز در هفته براى عبادت تعطيل شد به منظور تشديد و آزمايش يهود كه بعد از تشريع آن اختلاف كردند ، يك دسته قبولش كردند ، و يك دسته ديگر آن را رد نمودند ، دسته سوم در ظاهر به قبول آن تظاهر نموده و در خفا ، براى اشتغال به ماهيگيرى حيله نمودند ، پروردگار تو در روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف مىكردند حكم خواهد نمود » . بنا بر اينكه معنا چنين باشد و زان آيه و زان آيه قبلى مىباشد كه مىفرمود : * ( « وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا . . . » ) * كه گفتيم در معناى جواب از سؤال مقدر و معطوف بر داستان نسخ است كه قبل از اين گفتگويش در ميان بود ، و تقدير آن چنين است ، اما قرار دادن سبت براى يهود به نفع نبود بلكه عليه ايشان بود تا خدا امتحانشان كند و برايشان تنگ بگيرد ، هم چنان كه نظاير اين آزمايش و به حساب چوبكارى در آنان زياد بود ، چون مردمى ياغى و متجاوز و متكبر بودند و كوتاه سخن اينكه آيه شريفه ناظر به اعتراضى است كه يهود بر تشريع بعضى احكام غير فطرى در دين خود و نسخ آن در اين شريعت كردند ، و اگر اين مطلب را ضميمه آيه اى كه قبلا در باره يهود بحث مىكرد و مىفرمود : * ( « وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا . . . » ) * ننمود براى اين بود كه مساله سبت با سنخ مساله تحليل طيبات و استثناء غذاهاى حرام مغاير است ، قبلا هم فهميديد كه آيه : * ( « وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا » ) * تا جمله * ( « وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * كه هفت آيه مىباشند كلامى است متصل و تمام كه به آيه مورد بحث متصل گشته و آن هشتمى آنها شده است . از اينجا جواب اعتراضى كه شده روشن مىشود ، و اعتراض اين است كه وسط قرار گرفتن داستان سبت ميان آيه * ( « ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ . . . » ) * كه رسول خدا ( ص ) را امر به پيروى از ملت ابراهيم مىكند و آيه * ( « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ . . . » ) * نظير فاصله شدن ميان درخت و پوست درخت است . و حاصل جواب اين شد كه گفتيم : آيه * ( « ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ . . . » ) * جزء آخر سياق قبلى است ، و آيه * ( « إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ » ) * مربوط و متصل به مطالب قبل آن است ، و اما آيه * ( « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ . . . » ) * مطلب تازه اى را بيان مىكند ، و آن دستور به دعوت بسوى راه خداست ، بعنوان خطاب و هيچ ربطى به ملت ابراهيم و كيش وى ندارد تا بگوييد به آيه پيروى ملت ابراهيم متصل است ، و مساله سبت در ميان آن دو بيگانه است ، هر چند كه راه خدا به عينه همان ملت ابراهيم است ، و ليكن براى الفاظ حكمى است ، و براى معانى حكمى ديگر