مفسرين گفتهاند : دلالت دارد بر انحصار محرمات در همين چهار تا ، يعنى مردار و خون و گوشت خوك ، و آنچه براى غير خدا ذبح شود .
و ليكن با مراجعه به سنت ، به دست مىآيد كه محرمات ديگرى غير اين چهار حرام كه اصل در محرماتند نيز هست ، كه رسول خدا ( ص ) به امر پروردگارش كه فرمود :
« ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا » « 1 » بيان نموده است ، بعضى از روايات دال بر اين معنا نيز در سابق گذشت .
* ( « وَلا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَهذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّه الْكَذِبَ . . . » ) * .
لفظ « ما » در جمله * ( « لِما تَصِفُ » ) * مصدريه است ، و كلمه « كذب » مفعول تصف است ، يعنى به سبب وصف زبانهاى خود و به خاطر افتراء و دروغ بر خدا ، نگوئيد اين حرام است و اين حلال .
و اينكه در سابق گفتيم - بنا بر اينكه سياق مؤيد اين است - كه خطابهاى اين آيات ، متوجه مؤمنين است ، اين احتمال را تاييد مىكند كه مراد از جمله مورد بحث نهى از بدعت در دين باشد ، يعنى چيزى از حلال و حرام داخل در دين مكنيد و چيزى كه از دين نباشد و به وسيله وحى نرسيده باشد در ميان جامعه باب مكنيد ، زيرا اين ، افتراء به خداست هر چند كه بابكننده اش آن را به خدا نسبت ندهد .
توضيح مطلب اين است كه دين در عرف و اصطلاح قرآن ، همان سنتى است كه در زندگى جريان دارد ، چنانچه در جمله « يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَيَبْغُونَها عِوَجاً - از راه خدا باز مىداشتند و طلب مىكردند انحراف آن را » و نظاير آن تكرار شده ، پس دين ، يعنى آن سنتى كه بايد در جامعه عملى شود ، بطور كلى براى خداست ، و هر كس چيزى بر آن اضافه كند در حقيقت به خدا افتراء بسته هر چند از اسناد آن به خدا سكوت كند ، و يا حتى به زبان ، اين اسناد را انكار نمايد .
بيشتر مفسرين « 2 » گفتهاند كه : مراد از اين آيه نهى از حرامهايى چون خون و مردار و ذبيحه براى غير خدا است كه مشركين آن را حلال مىدانستند ، و نيز نهى از تحريم حلالهايى چون « بحيره » و « سائبه » و غير آن دو است ، و ليكن همانطور كه گفتيم سياق كلام آن را تاييد
هامش
( 1 ) آنچه رسول به شما دستور داد بدان عمل كنيد و آنچه شما را از آن نهى فرمود ترك نماييد .
سوره حشر ، آيه 7 .
( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 131 .