و با اين بيانى كه براى آيه كرديم نكته قيدهايى كه در آيه شريفه اخذ شده روشن مىگردد .
* ( « فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّه حَلالًا طَيِّباً . . . » ) * .
اين جمله تفريع بر معنايى است كه از مثل قبلى به دست مىآيد و تقدير آن چنين است : وقتى حال اين چنين است كه در كفران رزق فراوان ، عذاب و در تكذيب دعوت انبياء ، مجازات است پس از آنچه خدا روزيتان كرده بخوريد در حالى كه حلال و طيب باشد ، يعنى شما ممنوع از آن نيستيد ، بدون دلواپسى بخوريد ولى شكر خدا را بجاى آوريد ، اگر او را مىپرستيد .
در اين بيان چند نكته به دست مىآيد :
اول اينكه : آيه شريفه در مقام اين است كه هر رزق طيبى را حلال كند ، پس ديگر جايى براى حرف بعضى « 1 » از مفسرين نمىماند كه گفتهاند : « مراد اين است كه آنچه خدا از غنيمتها به شما روزى كرده بخوريد ، و خلاصه مقصود از رزق طيب غنيمت جنگى و مقصود از جنگ هم جنگ بدر و مقصود از قريه در مثلى كه قبلا زده شد شهر مكه است ، و مقصود از رسول هم نبى اسلام ( ص ) و مقصود از عذاب هم همان كشته شدگان صناديد قريش در روز بدر است » .
هيچ يك از اين احتمالات از لفظ آيه استفاده نمىشود علاوه بر اين سابقا احتمال مكى بودن اين آيات را تاييد كرديم .
دوم اينكه : مراد از حليت و طيب بودن اين است كه رزق طورى باشد كه طبع بشر از آن محروم نباشد ، يعنى طبع آدمى آن را پاكيزه بداند و از آن خوشش آيد ، و ملاك حليت شرعى هم همين است ، چون حليت شرعى ، تابع حليت فطرى است ، آرى دين خدا همه اش مطابق فطرت است و خداى سبحان انسان را مجهز به جهاز تغذيه خلق كرده ، و موجوداتى از زمين مانند حيوانات و نباتات را ملايم با قوام بشر قرار داده ، و طبع بشر بدون هيچ نفرتى مايل آنها هست ، و چنين چيزى براى او حلال است .
سوم اينكه : جمله « فكلوا » امرى است مقدمى براى جمله * ( « وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّه » ) * و يادآورى نعمت ، اشاره به سبب حكم است ، چون نعمت بودن هر چيزى سبب لزوم و وجوب شكر آن است .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 390 .