بر مىآيد اين مثال تتمه كلام موسى ( ع ) نيست ، بلكه نتيجه اى است كه از كلام او گرفته شده است .
بحث روايتى
در كافى به سند خود ، از معاوية بن وهب ، از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه فرمود : هر كه خداوند توفيق شكرش داده باشد ، نعمتش را هم زياد مىكند ، هم چنان كه خودش فرمود : * ( « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ » ) * « 1 » .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى الدنيا و بيهقى در كتاب « شعب الايمان » از ابى زهير يحيى بن عطارد بن مصعب ، از پدرش روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : به هيچ كس چهار چيز ندادند كه از چهار چيزش دريغ كرده باشند ، به كسى توفيق شكر ندادند كه از زيادى نعمتش دريغ كرده باشند ، زيرا خداى تعالى فرمود : * ( « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ » ) * و به كسى توفيق دعا ندادند كه اجابت را از وى دريغ كرده باشند چون خداى تعالى فرموده : « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » و به كسى توفيق استغفار ندادند كه از آمرزشش دريغ كرده باشند ، زيرا خداى تعالى فرموده : « اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ غَفَّاراً » و به كسى توفيق توبه ندادند كه از قبول توبه اش دريغ كرده باشند ، چون خداى تعالى فرموده :
« وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه » « 2 » .
و در همان كتاب است كه ابو نعيم ، در كتاب ، « حليه » از طريق مالك ابن انس ، از جعفر بن محمد بن على بن الحسين روايت كرده كه گفت : وقتى سفيان ثورى به جعفر بن محمد گفت : من از محضرت بر نمىخيزم تا اينكه مرا حديث كنى ، جعفر بن محمد گفت :
پس گوش كن كه براى تو حديثى مىگويم كه از احاديث زيادى بهتر باشد ، چون حديث زياد ، براى تو خوب نيست : وقتى خداوند به تو نعمتى داد و خواستى هميشه برايت بماند شكر و سپاس خداى را بر آن زياد به جاى آر چون خداى تعالى در كتاب مجيدش فرموده :
* ( « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ » ) * ، و هر وقت محروميت از نعمتى طول كشيد زياد استغفار كن ، چون خداى تعالى در كتاب مجيدش فرموده : « اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ
هامش
( 1 ) كافى ، ج 2 ، ص 78 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 71 .