و در مجمع از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت مىكند كه فرموده است : كلمه « صديد » به معناى چرك و خونى است كه از عورت زنان فاحشه به آتش دوزخ مىريزد . « 1 »
و در الدر المنثور است كه احمد و ترمذى و نسايى و ابن ابى الدنيا در كتاب « صفة النار » و ابو يعلى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و ابو نعيم در كتاب « حليه » ( وى حديث را صحيح دانسته ) و ابن مردويه و بيهقى در كتاب « البعث و النشور » از ابى امامه از رسول خدا ( ص ) روايت كردهاند كه در ذيل آيه * ( « وَيُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُه » ) * فرموده : آن را نزديكش مىبرند و او خود را پس مىكشد ، و هر چه نزديك ترش مىآورند صورتش از حرارت آن كباب مىشود و پوست سرش كنده مىشود ، و چون آن را مىآشامد امعاء و اعضاى داخلىاش پاره پاره مىگردد و از پايين تنش مىريزد ، خداى تعالى هم فرموده : « وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ » و نيز فرمود : « وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوه » « 2 » .
و در تفسير قمى در ذيل همين آيه ، از يكى از معصومين ( ع ) نقل كرده كه فرمود : چون نزديكش مىشوند بدش مىآيد ، و چون نزديكش مىآورند صورتش كباب گشته پوست سرش كنده مىشود ، و چون آن را مىخورد اعضاى داخلىاش پاره پاره گشته و نيز كف پاهايش بريده بريده مىگردد و از بعضى از ايشان صديد و چرك مانند سيل بيرون مىآيد . . . « 3 » .
و در همان كتاب در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) چنين آمده :
« عنيد » به معناى روىگردان از حق است « 4 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 207 ، طبع بيروت .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 74 .
( 3 و 4 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 368 .