بوده است ، چون معروف است كه مىگويند : « تعليق حكم بر وصف ، مشعر به عليت وصف است » ، هم چنان كه در جمله * ( « ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَخافَ وَعِيدِ » ) * مشعر بر اين است كه علت پيروز كردن مؤمنين و اسكانشان در زمين ، همان ترس از قيامت است .
كلمه « مقام » مصدر ميمى است كه مقصود از آن ، قيام خدا بر همه امور است ، و اگر آن را اسم بگيريم ، مقصود مرتبه قيموميت خداى تعالى نسبت به همه امور خواهد بود ، مراد از « وعيد » هم تهديداتى است كه خداوند به متخلفين از اوامرش نموده است .
پس مراد از : « ترس از مقام خداى تعالى » ، ترس از خدا به اين جهت است كه او قائم به همه امور بندگان است ، و مقصود از : « ترس از وعيد خدا » ، ترس از خدا است به اين جهت كه او كسى است كه بوسيله انبيايش بندگان را از مخالفت اوامرش تهديد نموده ، كه البته برگشت اين هم ، باز به تقوى و ترس از خدا است ، آن وقت همانطور كه كشاف « 1 » هم اشاره كرده ، آيه شريفه بر كلام موسى ( ع ) منطبق مىشود كه به قوم خود فرموده :
« اسْتَعِينُوا بِاللَّه وَاصْبِرُوا إِنَّ الأَرْضَ لِلَّه يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » « 2 » .
و معناى آن اين مىشود كه : پروردگار رسولان ، به ايشان وحى فرستاد كه - صفت ربوبيت خاصه خدا نسبت به انبياء را به خاطر توكلى كه ايشان كردند و در نتيجه رحمت خدا و عنايت خاصه او را به خود جلب نمودند ذكر كرده - من سوگند مىخورم كه اين مردم كافر را - كه شما را بظلم خود تهديد مىكنند - هلاك خواهم كرد ، و زمين را ( آرى همين سرزمينى كه آنها تهديد مىكنند شما را از آن بيرون كنند ) در اختيار شما قرار خواهم داد ، و اين پاداش ترسى است كه از من و از تهديد من داشتيد ، و اين خواست ما است كه زمين را به بندگان پرهيزگار خود بدهيم .
* ( « وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ » ) * .
« استفتاح » ، فتح و پيروزى خواستن ، و « خيبه » نااميد شدن و زيان كردن و هلاكت است ، « عنيد » هم مانند « معاند » به معناى لجوج است .
ضمير در « استفتحوا » به رسولان بر مىگردد ، يعنى رسولان وقتى دستشان از همه جا كوتاه شد و ظلم ظالمان و تكذيب معاندين به نهايت رسيد ، از خدا طلب فتح و پيروزى
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 545 .
( 2 ) از خدا استعانت نموده و شكيبايى كنيد كه زمين از آن خداست ، به هر كه از بندگانش بخواهد مىدهد و سرانجام نيك از آن پرهيزگاران است . سوره اعراف آيه 128 .