تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
خدا است ؟ حال اگر شكرش را به جاى آورديم آن را زيادتر مىكند چون خودش فرموده : * ( « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ » ) * ؟ فرمود : چرا ، هر كس خداى را بر هر نعمتى شكر و سپاس بگويد ، و بداند كه نعمتش از ناحيه او است نه غير ، خداوند نعمتش را بر او زياد مىكند « 1 » . مؤلف : دو روايت آخرى به بهترين وجهى شكر را تفسير مىكنند ، و بيان گذشته ما هم كه گفتيم : شكر ، اظهار نعمت است ، هم در اعتقاد و هم به زبان و هم به عمل با آن انطباق دارد ، زيرا روايت ابى ولاد ، شكر اعتقادى ، و روايت ابى بصير شكر عملى ، و هر دو روايت شكر زبانى را بيان مىكنند ، و آيه شريفه « وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » « 2 » هم آن را تاييد مىكند . و در تفسير قمى مىگويد : پدرم مرفوعا و بدون ذكر سند از رسول خدا ( ص ) حديث كرد كه ايشان فرمود : هر كه همسايه خود را به طمع منزلش اذيت كند ، خداوند خانه خود او را به ارث ، به آن همسايه مىدهد ، و اين كلام خداى تعالى است كه مىفرمايد : « * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ ) * . . . * ( فَأَوْحى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ » ) * « 3 » . و در تفسير مجمع و روح المعانى از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه هر كه همسايه اش را بيازارد خداى تعالى خانه اش را نصيب همان همسايه اش مىفرمايد « 4 » . و در الدر المنثور است كه ابن ضريس از ابى مجلز روايت كرده كه گفت : مردى خدمت على بن ابى طالب ( ع ) عرض كرد : من داناترين مردم به انساب هستم . فرمود : تو نمىتوانى همه مردم را به دودمانى نسبت دهى ؟ عرض كرد : چرا مىتوانم . فرمود : بگو ببينم ، در آيه « وَعاداً وَثَمُودَ ( وَأَصْحابَ الرَّسِّ ) وَقُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً » مىدانى اين قرون بسيار چه كسانى هستند ؟ عرض كرد بله ، من همه آنها را نسبت مىدهم ( و مىگويم كدام پسر كدام و نوه كدام بود ) . فرمود : مگر آيه * ( « ألَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّه » ) * را نخوانده اى ؟ آن مرد ، ساكت ماند « 5 » . ( زيرا آيه شريفه صريحا مىفرمايد كه انسابى هستند كه جز خدا كسى آنها را نمىداند ) .
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 222 ، ح 5 . ( 2 ) نعمت پروردگارت را به زبان آور . سوره ضحى ، آيه 11 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 368 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 206 ، طبع بيروت . روح المعانى ، ج 13 ، ص 200 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 72 .