* ( « وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّه ثَمَناً قَلِيلًا إِنَّما عِنْدَ اللَّه هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * .
در مفردات گفته : هر چيزى كه در ازاى چيزى به دست آدمى مىآيد ثمن و بهاى آن است « 1 » .
و ظاهرا آيه شريفه بعد از آنكه در آيه قبلى امر به وفاى به عهد مىكرد ، از شكستن عهد نهى مىكند تا اهميت مطلب و اعتناء به شان آن را برساند ، هم چنان كه نظير اين امر و نهى و اهتمام ، در مساله سوگند شكستن گذشت .
اين آيه مطلق است ، و مراد از « عهد خدا » همان عهدى است كه خدا با مطلق بندگان خود بسته ، و مراد از « اشتراء » بهاى اندك به وسيله عهد خدا به قرينه ذيل آيه اين است كه آدمى عهد خدا را با چيزى از متاع دنيا معاوضه كند ، و براى رسيدن به آن متاع عهد خدا را بشكند ، آن متاعى كه عوض عهد خدا قرار گرفته ثمن ( بها ) ناميده شده ، چون عوض است ، كه شرحش گذشت و بقيه الفاظ آيه روشن است .
* ( « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَما عِنْدَ اللَّه باقٍ » ) * .
اين جمله در مقام تعليل آيه قبلى است كه مىفرمود : * ( « إِنَّما عِنْدَ اللَّه هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » ) * و آن را توجيه مىكند به اينكه آنچه در زندگى دنيا ( كه يك زندگى مادى و قائم بر اساس تحول و دگرگونى است ، و قوامش بر اساس حركت و تغير و زوال است ) در دست شما است ، مانند همه دنيا دستخوش زوال است ، و آنچه نزد خداى سبحان است و آن را به خصوص به پرهيزگاران وعده داده باقى است و زوال و فنا نمىپذيرد ، و هر عاقلى مىداند كه باقى بهتر از فانى است .
خواننده عزيز بايد بداند كه جمله * ( « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَما عِنْدَ اللَّه باقٍ » ) * بخاطر اينكه در لفظ مطلق است قاعده كلى است كه قابل استثناء و نقض نيست و در ذيل آن جزئيات بسيارى از معارف نهفته شده است .
* ( « وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * .
بعد از آنكه وفاى به عهد مستلزم صبر بر تلخى مخالفت هواى نفس در نقض آن و نيز مستلزم تحمل تلخى مخالفت با افسار گسيختگى نفس در آنچه مىخواهد ، مىباشد ، لذا روى سخن را از اجر خصوص وفاكاران به عهد برگردانيده متوجه ذكر پاداش مطلق صابران در راه خدا نمود .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « ثمن » .