بپيمايد و طريق ضلالت را پيش گيرد مجازاتش نموده ، و هر كس بر مركب راهوار اطاعت سوار شود و راه اطاعت را طى كند او را هم پاداش دهد ، و به زودى از هر دو طايفه خواهد پرسيد كه چه كرديد و چه اختيار نموديد ؟ از آنچه گذشت اين نكته روشن گرديد كه مراد از يك امت قرار دادن آنان ، رفع اختلاف از ميان آنان است ، و مقصود اين است كه همه ايشان را از نظر هدايت و سعادت يك جور خلق مىكرد ، و نيز روشن گرديد كه مقصود از اضلال بعضى و هدايت بعضى اضلال و هدايت ابتدايى نيست ، بلكه مجازاتى است ، زيرا همه آنان چه گمراهشان و چه در راهشان همه هدايت ابتدايى دارند ، و آن كسى كه خدا مىخواهد گمراهش كند كسى است كه خودش راه ضلالت يعنى معصيت را پيموده و پشيمان هم نمىشود و آن كس كه خدا هدايتش كرده كسى است كه هدايت فطرى خود را از دست نداده و بر آن اساس مشى مىكند يا همواره در طاعت است و يا اگر گناهى سر مىزند توبه مىكند و از راه گناه به صراط مستقيم و سنت الهىاش كه تبديل پذير نيست بر مىگردد ، آرى : « وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّه تَبْدِيلًا » ، « وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَحْوِيلًا » .
* ( « وَلَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * - جمله اى است براى دفع توهمى كه ممكن است به ذهن بيايد ، و آن اين است كه مستند بودن هدايت و ضلالت به خداوند سبحان اختيار بشر را باطل مىكند ، و بدنبال باطل شدن اختيار مساله نبوتها و رسالتها باطل مىشود ، براى دفع چنين توهمى جواب داده شده كه : نه ، هنوز سؤال و جواب و اختيار باقى است ، چون هدايت و ضلالت بدست خدا بودن اختيار شما را باطل نمىكند ، زيرا خدا ابتداء گمراه و هدايت نمىكند ، گمراه كردنش مجازاتى است يعنى كسى را كه خودش گمراهى را خواسته در گمراهى پيش مىبرد ، و همچنين كسى را كه هدايت را اختيار كرده باشد در هدايت پيش مىبرد . و خلاصه شما هر چه اختيار كنيد خداوند شما را كمك مىكند ، و در آنچه انتخاب كردهايد پيشتر مىبرد .
* ( « وَلا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها . . . » ) * .
در مفردات مىگويد : كلمه « صدود و صد » گاهى به معناى انصراف از چيزى و امتناع از آن است مانند « يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً » و گاهى به معناى منصرف كردن و منع كردن از آن است مثل « وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ » « 1 » .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « صد » .