« وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ . . . » « 1 » و تفسير آن گذشت .
و شايد تعبير به مفرد در ذى القربى با اينكه در آيه « وَإِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينُ » « 2 » و آيه « وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينَ » « 3 » جمع آورده مؤيد اين روايت باشد .
و احتمال اينكه مقصود از آن مفرد كه در آيه خمس است جنس ذى القربى است احتمالى است بعيد ، زيرا اگر چنين بود جا داشت « يتامى » و « مساكين » را هم مفرد بياورد ، زيرا نكته خاصى در ذى القربى نبود كه آن را مفرد بياورد و جنس را اراده كند ، ولى بقيه را جمع بياورد .
علاوه بر اين ، در آيه قرينه روشنى نيست بر اينكه مراد از ايتاء ، احسان آن هم مطلق احسان باشد ( و خدا داناتر است ) .
* ( « وَيَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » ) * .
راغب در مفردات گفته است : كلمه فحش و فحشاء و فاحشه به معناى كردار و گفتار زشتى است كه زشتيش بزرگ باشد . و بعيد نيست كه اصل در معناى آن خروج از حد در كار غير سزاوار باشد ، و لذا گفته مىشود : غبن فاحش يعنى بيش از حد تحمل مغبون شدن « 4 » .
و معناى منكر ، آن كارى است كه مردم در جامعه خود آن را نشناسند ، يعنى در جامعه متروك باشد ، حال يا بخاطر زشتيش و يا بخاطر اينكه جرم و گناه است ، مانند عمل مواقعه و يا كشف عورت در انظار مردم ، آن هم در جوامع اسلامى .
و كلمه « بغى » در اصل به معناى طلب است ، ولى چون زياد در طلب حق ديگران با زور و تعدى استعمال شده ، لذا فعلا از اين كلمه معناى استعلاء و استكبار و گردنكلفتى نسبت به ديگران و ظلم و تعدى نسبت به آنان فهميده مىشود ، و چه بسا كه به معناى زنا
هامش
( 1 ) بدانيد كه آنچه از هر چيزى سود مىبريد به درستى كه خمس آن براى خدا و رسول و ذى القربى و يتامى و مساكين است . . . سوره انفال ، آيه 41 .
( 2 ) سوره نساء ، آيه 8 .
( 3 ) سوره بقره ، آيه 177 .
( 4 ) مفردات راغب ، ماده « فحش » .