تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
در جاى واقعى خود كه مستحق آن است قرار گيرد ، پس عدالت در اعتقاد اين است كه به آنچه حق است ايمان آورى ، و عدالت در عمل فردى آن است كه كارى كنى كه سعادتت در آن باشد ، و كارى كه مايه بدبختى است بخاطر پيروى هواى نفس انجام ندهى ، و عدالت در مردم و بين مردم اين است كه هر كسى را در جاى خود كه به حكم عقل و يا شرع و يا عرف مستحق آن است قرار دهى ، نيكوكار را بخاطر احسانش احسان كنى ، و بدكار را بخاطر بديش عقاب نمايى ، و حق مظلوم را از ظالم بستانى و در اجراى قانون تبعيض قائل نشوى . از اينجا روشن مىگردد كه عدالت هميشه مساوى با حسن ، و ملازم با آن است ، چون ما براى حسن ، معنايى جز آنچه طبع بدان ميل كند و بسويش جذب شود قائل نيستيم ، و قرار دادن هر چيزى در جايى كه سزاوار آن است از اين جهت كه در جاى خود قرار گرفته چيزى است كه انسان متمايل آن است ، و به خوبى آن اعتراف دارد ، و اگر احيانا مخالف آن را مرتكب شود عذر خواهى مىكند ، و حتى دو نفر از افراد انسان در آن اختلاف نمىكنند ، هر چند كه مردم در مصداق آن با هم اختلاف دارند ، و خيلى هم اختلاف دارند ، و ليكن اين اختلاف ناشى از اختلاف در روش زندگى ايشان است . و نيز اين معنا روشن مىشود كه راغب در كلام خود اعتداء و سيئه را عدالت خوانده ، و اين خالى از مسامحه نيست ، زيرا اعتداء و سيئه اى كه كيفر اعتداء و سيئه ديگرى است ، براى آن ديگرى اعتداء و سيئه است ، اما نسبت به كسى كه اينطور كيفرش مىدهد پيمودن راه وسط و ميانه روى و از خصائل پسنديده است ، چون او با اين عمل خود ميان خوب و بد فرق گذاشته و هر يك را در جاى خود قرار داده ، پس نسبت به او تجاوز و بدى نيست . پس بهر حال عدالت هر چند كه به دو قسم منقسم مىشود يكى عدالت انسانى فى نفسه و يكى عدالتش نسبت به ديگران ، يكى عدالت فردى ، يكى عدالت اجتماعى ، و نيز هر چند لفظ عدالت مطلق است و شامل هر دو قسم مىشود و ليكن ظاهر سياق آيه اين است كه مراد از عدالت ، عدالت اجتماعى است ، و آن عبارت از اين است كه با هر يك از افراد جامعه طورى رفتار شود كه مستحق آن است و در جايى جاى داده شود كه سزاوار آن است ، و اين خصلتى اجتماعى است كه فرد فرد مكلفين مامور به انجام آنند ، به اين معنا كه خداى سبحان دستور مىدهد هر يك از افراد اجتماع عدالت را بياورد ، و لازمه آن اين مىشود كه امر متعلق به مجموع نيز بوده باشد ، پس هم فرد فرد مامور به اقامه اين حكمند ، و هم جامعه كه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 478 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى