هم به كار برود ، ليكن در آيه مورد بحث معناى تعدى و ظلم بر غير است .
اين سه عنوان يعنى فحشاء و منكر و بغى هر چند از نظر مصداق غالبا يكى هستند ، مثلا هر كارى كه فحشاء باشد غالبا منكر هم هست ، و هر كارى كه بغى باشد ، غالبا فحشاء و منكر نيز هست ، ليكن نهى در آيه متعلق به آنها شده بخاطر عنوانى كه دارند ، چون وقوع اعمالى كه يكى از اين سه عنوان را دارد در مجتمع باعث شكاف عميق ميان اعمال اجتماعى صادره از اهل آن اجتماع مىشود ، و اعمال اجتماع از هم پاشيده شده نيروها هدر مىرود و آن التيام و وحدت عمل از هم گسيخته گشته ، نظام فاسد ، و مجتمع دچار انحلال مىشود ، هر چند كه در ظاهر و صورت به پا ايستاده باشد ، و وقتى نظام از هم پاشيده شد هلاك سعادت افراد حتمى است .
پس نهى از فحشاء و منكر و بغى ، امرى است در معنا به اتحاد مجتمع ، تا اجزاى يكديگر را از خود بدانند ، و اعمال افراد همه يك نواخت باشد ، بعضى بر بعضى ديگر استعلاء نكند ، و دست ستم بسوى يكديگر دراز نكنند ، از يكديگر جز خوبى يعنى عملى كه آن را مىشناسند نبينند ، در اين هنگام است كه رحمت در آنان جايگير گشته همه به هم محبت و الفت مىورزند ، و نيرو و شدت يك جا متمركز مىشود خشم و عداوت و نفرت و هر خصلت بدى كه منجر به تفرقه و هلاكت شود از ميانشان رخت بر مىبندد .
خداى سبحان اين آيه را با جمله * ( « يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » ) * ختم فرمود كه معنايش اين مىشود كه تا متذكر شويد و بدانيد آنچه خدا شما را بدان مىخواند مايه حيات و سعادت شما است .
* ( « وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّه إِذا عاهَدْتُمْ وَلا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها . . . » ) * .
در مفردات گفته : « عهد » به معناى حفظ چيزى و مراعات آن حالا بعد حال است ، و پيمانى را كه مراعاتش لازم باشد عهد مىگويند ، آن گاه اضافه كرده است : معناى اينكه مىگويند فلانى به فلانى عهد داد اين است كه عهدى به او داده و او را به حفظ آن سفارش كرده است « 1 » .
و ظاهر اينكه عهد را به سوى اللَّه اضافه كرده و فرموده : « عهد اللَّه » اين است كه مراد از آن ، عهدى باشد كه شخص آن را با خدا بسته باشد ، نه هر عهدى ، و نظير اين حرف در نقض يمين يعنى سوگندشكنى خواهد آمد .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « عهد » .