كنيم ، و حال كه ما به او ايمان داريم ، و حال كه مىبينيم او ما را به راههايمان دلالت و رهبرى فرموده است ، جا دارد كه در راه دعوت شما به سوى او ، در برابر آزار شما صبر كنيم ، تا او به آنچه كه مىخواهد حكم فرمايد و هر چه مىخواهد بكند ، بدون اينكه ما به حول و قوه خيالى خودمان اعتمادى بكنيم .
و جمله * ( « وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ » ) * مطلب را ترقى داده ، مىفهماند كه : نه تنها ما بايد چنين باشيم ، بلكه هر كسى كه داراى توكل به خدا است بايد وصفش چنين باشد ، چه مؤمن و چه كافر ، زيرا غير او دليل و راهنماى ديگرى نيست ، هر چند كه غير مؤمن نمىتواند متوكل حقيقى باشد ، چون كسى كه داراى توكل حقيقى است ، فكر مىكند كه همه امور به دست خدا است ، و با چنين فكرى جز اطاعت در آنچه دستور مىدهد و دست بردارى از آنچه نهى مىكند و رضا به آنچه كه راضى مىشود و خشم بر آنچه كه او را به خشم در مىآورد چاره اى ندارد ، و اين همان ايمان است .
* ( « وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا » ) * .
اين كلام ، تهديدى است كه كفار بعد از درماندن در بحث و مناظره با پيغمبران خود ، به ايشان كردهاند ، و خطاب در « لنخرجنكم . . . حتما شما را بيرون مىكنيم . . . » به پيغمبران و مؤمنين به ايشان است ، و از آن بر مىآيد كه حتى به اين مقدار هم راضى نبودند كه پيغمبران از دين خدا دست بردارند ولى مؤمنين هم چنان بر دين توحيد پايدار باشند ، بلكه از ايشان خواستهاند كه با اتباع خود از دين توحيد دست برداشته ، به ملت كفر آنان روى آورند ، و خداوند اين معنا را در آيه « قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِه لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا » « 1 » تصريح فرموده است .
كلمه « لتعودن » از ماده « عاد » به معناى « صار » است ، و به همين جهت ، جزء افعال ناقصه است ، و معنايش برگشتن از حالى به حال ديگر است ، چه اينكه حال دوم را قبلا داشته و يا نداشته ، خلاصه ، مىخواهيم بگوييم : كلمه « عود » در اين آيه ، دليل بر اين نيست كه انبياء قبلا در ملت كفر بودهاند ، و حال به حكم كفار ، بايد دوباره به آن آيين برگردند ، چون اگر چنين معنايى در كلمه « عود » خوابيده بود بايستى مىگفتند : « لتعودن الى ملتنا بايد به ملت ما برگردند » ولى چنين نگفتند بلكه گفتند : « بايد در ملت ما درآييد »
هامش
( 1 ) طبقه اشراف از قوم شعيب كه استكبار ورزيدند گفتند : اى شعيب ؟ تو و آنانى را كه به تو ايمان آوردهاند ، بطور مسلم از قريه خود بيرون مىكنيم ، مگر اينكه به آيين ما برگرديد . سوره اعراف ، آيه 88 .