تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
جمع باشد ، تا او بتواند غذا بخورد ، و از آنچه گفته شد تنها چيزى كه انسان قدرت بر آن را دارد اراده خوردن است ، از اراده گذشته ، بقيه شرايط و وسايط و موانعى كه هستند از حيطه قدرت آدمى خارجند ، پس اين وسايط قيودى هستند كه قدرت بشر را مقيد مىكند و چون انسان بخواهد قدرت خود را به كار بندد ، و غذايى بخورد قبلا بايد شرايط آن را كه ذكر شد فراهم نموده غذا را بخرد و در دسترس خود قرار دهد و موانع را بر طرف سازد ، و آن گاه ابزار بدنى خود را به كار بزند تا غذا بخورد . و البته پر واضح است كه كمى و زيادى اين مقدمات نزديكى و دوريش ، و همچنين ساير صفاتش ، باعث اختلاف در سهولت و دشوارى عمل مىشود ، و قدرت را كم و زياد مىكند . و ليكن خداى تعالى قدرتش عين ذات اوست كه واجب الوجود است ، و عدم در آن ممتنع است ، و وقتى اينطور بود پس اگر باز هم فرض كنيم بودن و نبودن شرايط و موانع در قدرت او اثر بگذارند در حقيقت فرض واجب الوجود بودن او را فراموش كرده‌ايم ، پس مادامى كه ما اين فرض را حفظ كنيم محال است قدرت او مقيد به قيدى شود ، پس قدرت او مطلق و غير محدود به حد و غير مقيد به قيد است ، قدرتش عام است ، كه به هر چيز تعلق مىگيرد ، و هر چيزى نسبت به قدرت او مساوى است ، بدون اينكه يك كارى برايش آسان و كارى ديگر برايش دشوار باشد ، انجام كارى برايش فورى و كارى ديگر برايش معطلى داشته باشد ، اختلافى اگر هست تنها ميان خود اشياء نسبت به يكديگر است . و به عبارتى ديگر ، هيچ چيزى نيست مگر آنكه در وجود و هست شدنش محتاج خداى سبحان است ، پس وقتى تمامى موجودات و بدون استثناء همه را يك جا چيزى فرض نموده به خداى سبحان نسبتش دهيم ، همه آنها به يك صورت متعلق قدرت خدا هستند ، ديگر چيز ثالثى از شرط يا عدم مانع كه ميان قدرت او و اين عالم ( يكى فرض شده ) واسطه شده ، قدرت او را مقيد به خود سازد وجود ندارد ، و گر نه در تاثير گذاشتن شريك خداى تعالى خواهد بود ، و خدا از آن منزه است . و اما اگر اجزاى عالم را نسبت به هم بسنجيم ، و اسباب و شرايط و موانعى كه ميان آنها واسطه است در نظر بگيريم ، البته باعث مىشود كه بعضى را به وجود بعضى مقيد كند ، ليكن قدرت عام الهى را كه متعلق به آن است مقيد نمىكند ، اما همان قدرت عام متعلق به مقيد مىشود ، نه به مطلق ، به اين معنا كه متعلق قدرت عام الهى زيد است كه پدرش فلانى و مادرش فلانى است ، و در فلان مقطع از زمان بوده ، و در فلان مكان