تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
ننموده ، از آن جمله فرموده : « ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 1 » . و اگر اينجا امر آن را به چشم بر هم زدن تشبيه كرده خواسته است فوريت آن را برساند ، چون « لمح » به معناى چشم باز كردن براى ديدن است كه براى انسانها آسانترين و كم مدتترين كارها است ، پس در حقيقت تشبيه مذكور با تشبيه بحسب فهم شنونده است ، و به همين جهت دنبالش فرمود : « * ( أَوْ هُوَ أَقْرَبُ ) * - و يا نزديكتر از آن است » از مثل چنين سياقى فهميده مىشود كه از بيان قبلى اعراض شده ، گويا خداى تعالى گفته است : امر قيامت در آسانى و سهولت نسبت به من ، شبيه چشم گرداندن براى شماست ، و اگر آن را چنين تشبيه كردم به منظور رعايت حال و فهم شما است ، خواستم تا آسانى آن را به فهم شما نزديك كنم و گر نه براى ما از اين هم آسانتر است هم چنان كه در جاى ديگر در باره آن فرموده : « يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ » « 2 » پس امر قيامت نسبت به قدرت و مشيت خداى تعالى مانند امر آسانترين خلق است . آن گاه آسان بودن آن را با جمله * ( « إِنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * تعليل نموده . پس قدرت او بر هر چيزى ايجاب مىكند كه تمامى موجودات و اعمال در برابر قدرت او يكسان باشند . در اينجا ممكن است كسى توهم كند كه عموم قدرت ، مستلزم برابرى هر چيزى نسبت به آن نيست ، خلاصه مستلزم اين نيست كه مقدورات نسبت به قدرت او اختلاف نداشته باشند زيرا قلت اسباب متوسط ميان فاعل و فعل و كثرت آن تاثير بسزايى در قدرت براى آن فعل دارد ، مثلا انسان هم قادر است نفس بكشد ، و هم قادر است بيست من بار را بلند كند ، ولى آيا قدرتش بر هر دو يكسان است ؟ البته نه .
ليكن اين توهم ناشى از عظمت معناى عموم قدرت است ، لذا بايد آن را توضيح داده بگوييم : قدرتى كه در ما است قدرت مقيد است ، زيرا قدرت انسان مثلا بر خوردن غذا كه بلا شك انسان نسبتى فاعلى به آن دارد و آن را به انسان نسبت داده مىگويند فلانى خورد ، در تاثيرش مشروط و مقيد به بودن غذا در خارج است ، بعلاوه بايد غذا در دسترس هم باشد ، و نيز استفاده از آن ممنوع نباشد ، كسى و يا مرضى از خوردنش جلوگيرى نكند ، و ادوات و ابزار كارش يعنى دست و دهانش دچار آفت نشده باشد ، و همچنين ساير شرايطش
هامش
( 1 ) ( قيامت ) در آسمانها و زمين سنگين است . سوره اعراف ، آيه 187 . ( 2 ) مىگويد ( موجود ) باش پس ( موجود ) مىشود . سوره انعام ، آيه 73 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 442 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى