كه آسمانها و زمين مشتمل بر آنند ، يعنى غيبى است كه در داخل آن دو است ، خلاصه اينكه آسمان و زمين دو رو دارند يكى براى مردم مشهود است و روى ديگرش غايب ، ولى براى خدا هر دو مشهود است . و به عبارت ديگر خدا از آن سوى آسمانها و زمين كه براى بشر غايب است خبر دارد .
كلمه « ساعة » به معناى قيامت است كه به معناى دوم غيب ، خود يكى از غيبهاى سماوات و ارض است به دو دليل :
اول براى اينكه خداى سبحان آن را در كلام خود غيب ناميده ، و چون قيامت خارج از امر آسمان و زمين نيست پس غيب به معناى دوم در همين آسمان و زمين است .
و دليل دوم براى اينكه اوصافى كه خداوند براى قيامت بر مىشمارد اوصافى است كه با اين معنا سازگار است . يكى از آن اوصاف اين است كه در آن روز خدا بشر را خبر مىدهد از آنچه كه در آن اختلاف مىكردند ، و روزى است كه سريره و باطن مردم آشكار مىگردد ، و روزى است كه بشر به خطابى مانند خطاب « لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ » « 1 » مخاطب مىشود ، و روزى است كه پروردگار شان را با خطابى چون « رَبَّنا أَبْصَرْنا وَسَمِعْنا فَارْجِعْنا » « 2 » ديدار مىكنند .
و كوتاه سخن اينكه روزى است كه آنچه از حقايق در نشاه دنيا پنهان بود در آنجا ظاهر و آشكار مىگردد ، و پر واضح است كه هيچ يك از اين حقايق از پهناى آسمانها و زمين بيرون نيست ، بلكه اين حقايق به همراه آسمان و زمين ثابتند چگونه خداى تعالى مىفرمايد : « * ( وَلِلَّه غَيْبُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * - براى خداست غيب آسمانها و زمين » و ملكيت آسمان و زمين را براى خود اثبات مىكند ؟ و معلوم است كه ملكيت خدا از قبيل ملكيتهاى اعتبارى كه متعلقش موهومات و يا خرافىهاست ، نيست ، بلكه ملك حقيقى و متعلق به امرى ثابت است ، پس ملكيت هم نوعى ثبوت دارد هر چند كه حقيقت ثبوت آن را نفهميم .
و شواهد و قرائن بر آنچه گفتيم بسيار است ، از آن جمله مىبينيم كه خداى تعالى زندگى دنيا را متاع غرور و لعب ناميده و مكرر فرموده كه بيشتر مردم نمىدانند كه روز قيامت چيست ، و نيز فرموده روز قيامت زندگى حقيقى است ، و نيز فرموده : اينان به زودى
هامش
( 1 ) به تحقيق تو در بى خبرى بودى ، از اين پس برانداختيم از تو پرده تو را پس امروز ديده ات تيز است . سوره ق ، آيه 21 .
( 2 ) پروردگارا ديديم و شنيديم پس ما را برگردان . سوره سجده ، آيه 12 .