تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
سريع دارد ، خواه از اقارب انسان باشد و يا بيگانه ، ولى مفسرين آن را به اسباط ( نوه ها ) و مانند آن تفسير كرده‌اند ، چون خدمت اسباط صادقانه تر است - تا آنجا كه مىگويد - اصمعى گفته : اصل ( حفد ) پايى را بدون توقف در جاى پاى ديگر نهادن است . « 1 » و در مجمع البيان گفته : حفدة در اصل به معناى سرعت در عمل است - تا آنجا كه مىگويد - و از همين باب است كه به اعوان نيز حفدة مىگويند ، چون در اطاعت انسان سريعند « 2 » . و مراد از حفدة در آيه مورد بحث همان اعوان و خدمتكاران از فرزندان است ، چون حفدة را مقيد كرد به متولد از همسران و فرمود : * ( « وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً » ) * و به همين جهت بعضى « 3 » بنين و حفدة را به فرزندان خردسال و بزرگسال تفسير كرده‌اند . و بعضى « 4 » ديگر بنين را به فرزند بلا فصل و حفدة را به فرزندان با فاصله يعنى نوه تفسير كرده‌اند .
و معناى آيه اين است كه : خداوند براى شما از همسرانتان فرزندان و ياورانى قرار داد كه به خدمت آنان در حوائجتان استعانت بكنيد ، و با دست آنان مكاره و ناملايمات را از خود دور سازيد و ارزاق طيب كه عبارت است از هر متاع دلپسندى كه روزيتان كرد ، مانند آب و انواع ميوه ها كه عمل خود شما در پيدايش آنها دخالت نداشته ، و مانند طعامها و لباسها و امثال آن كه سعى و عمل خود شما در پيدايش آنها مؤثر بوده است ، و كلمه « من » در جمله * ( « مِنَ الطَّيِّباتِ » ) * براى تبعيض است كه وجهش هم روشن است . آن گاه مشركين را توبيخ نموده مىفرمايد : * ( « أفَبِالْباطِلِ » ) * كه همان اصنام و اوثان و اعتقاد به استناد دختران به خدا و پسران به خودشان و نيز احكامى كه پيشوايان ضلالت برايشان تشريع كرده‌اند « * ( يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّه هُمْ يَكْفُرُونَ ) * - ايمان مىآورند ، و به نعمت خدا كفران مىورزند » و مقصود از نعمت همان است كه همسرانى از جنس خود بشر براى ايشان درست كرد ، و فرزندان و نوه هايى از همسران پديد آورد چون اين از بزرگترين و آشكارترين نعمتها است ، زيرا اساسى ، تكوينى است كه ساختمان مجتمع بشرى بر آن بنا مىشود ، و اگر آن نبود مجتمعى تشكيل نمىيافت ، و اين تعاون و همكارى كه ميان افراد هست پديد
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « حفد » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 373 ، ط تهران . ( 3 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 190 به نقل از ابن عباس . ( 4 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 190 .