كه » در باره اش به كار رفته و فرموده : « * ( ما لا يَمْلِكُ ) * - چيزى كه مالك نيست . . . » و از جهت اينكه آنها را آلهه مىخواندند و مىپرستيدند و پرستش جز براى عاقل تصور ندارد لذا در زمره عقلا به حساب آورده تعبير مخصوص عقلا را در باره اش به كار برده فرمود : « * ( لا يَسْتَطِيعُونَ ) * - و نمىتوانند » .
در اين آيه بار ديگر راهى براى بيان غرض اصلى از شمردن نعمتها باز نموده و به بيان آن مىپردازد ، و در خلال چهار آيه نتيجه اصلى را كه همان اثبات توحيد و نبوت و معاد است تشريح مىكند ، در آيه اول از آن مثالى كه براى خداى سبحان زدند نهى مىكند ، و در آيه دوم براى بيان يكتايى خدا در ربوبيت مثلى مىآورد ، و در آيه سوم در بيان نبوت و تشريع مثلى مىزند ، و در آيه چهارم به مساله معاد مىپردازد .
* ( « فَلا تَضْرِبُوا لِلَّه الأَمْثالَ إِنَّ اللَّه يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * .
آنچه از ظاهر آيه به ذهن آدمى مبادرت مىكند ، اين است كه مراد از مثل زدن براى خدا ، توصيف با نوعى تشبيه است كه در اصطلاح ادبى آن را استعاره تمثيليه مىنامند ، مثل اينكه در باره خداى تعالى مىگفتند : « براى خدا دخترانى است همانطور كه براى انسان است و ملائكه دختران خدايند ، و ميان خدا و جن قرابت است ، و خدا چطور استخوانها را زنده مىكند با اينكه پوسيده است ؟ و امثال اين سخنان » ، معناى معهود از اين كلمه يعنى مثل زدن در اصطلاح قرآن همين است كه گفتيم ، و در خلال آيات سابق ، آنجا كه فرمود : « لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلَّه الْمَثَلُ الأَعْلى » نمونه اش گذشت .
بنا بر اين معناى آيه اين مىشود كه وقتى امر آن چنان بود كه گفتيم پس ديگر خداى سبحان را توصيف نكنيد ، يعنى او را به غير او تشبيه نكنيد ، و با خلقش مقايسه ننماييد ، زيرا خدا مىداند ، و شما حقايق امور و كنه خداى را نمىدانيد .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از « ضرب مثل » ، جعل مثل است يعنى مانند قرار دادن ، و مراد از امثال ، جمع مثل به معنى « ند - مانند » است و جمله * ( « فَلا تَضْرِبُوا لِلَّه الأَمْثالَ » ) * همان معنايى را افاده مىكند كه آيه « فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً » « 2 » در مقام افاده آن است ليكن اين معنا از آيه شريفه دور است .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 194 به نقل از ابن عباس ، ابن جرير و ابن منذر .
( 2 ) پس براى خدا مانند قرار ندهيد . سوره بقره ، آيه 21 .