يكى ديگر گفته « 1 » . معناى آيه اين است كه اين كسانى كه خداوند در رزقشان برترى داده و حريتشان ارزانى داشته خيال نكنند كه رازق بردگان خويشند ، خداوند روزى بردگان ايشان را مىدهد هم چنان كه روزى مالكان را هم او مىدهد ، و اگر موالى به بردگان چيزى مىدهند از آن رزقى مىدهند كه خدا به ايشان داده ، پس آنان و اينان هر دو برابرند .
و حاصل اين وجه اين است كه جمله * ( « فَهُمْ فِيه سَواءٌ » ) * جمله اى است كه در جاى جمله اى اعتراضى تقديرى نشسته ، و تقدير آن چنين است : موالى ، رزق خود را به بردگان نمىدهند ، بلكه اين خداست كه رزق بردگان را بدست موالى مىدهد ، و هر دو طبقه از نظر رزق نزد خدا برابرند .
اشكال اين وجه اين است كه برابرى كه در آخر آيه بيان كردهاند اقتضا مىكند كه حكم برترى اول آيه را باطل كند ، خلاصه بگويد برترى در كار نيست و اين با جمله * ( « أفَبِنِعْمَةِ اللَّه يَجْحَدُونَ » ) * نمىسازد .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد اين است كه : موالى ، رزقى كه در دست دارند هرگز در اختيار بردگان خود نمىگذارند تا مانند خود آنان تصرف كنند ، و خود با آنان مساوى شوند .
در اين گفته هم اشكال است زيرا برگشت اين معنا به اين است كه : انسان مال خود را از غير منع مىكند و نمىگذارد كه ديگران بر آن مسلط شوند ، و اين معنا اختصاصى به زيردستان و بردگان ندارد ، و بنا بر اين اسم بردگان را بردن استدراك زيادى است ، و اگر در توجيه آن بگويند از اين جهت به زيردستان نمىدهند كه به زيردستان تسلط دارند ، مىگوييم با رعايت اين نكته معنا همان معنايى مىشود كه ما گفتيم كه نعمتى كه در اين آيه بر روى آن انگشتگذارى شده همين تسلط موالى بر عبيد و برترى ايشان از جهت مالكيت رزق نسبت به بردگان است .
* ( « وَاللَّه جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً . . . » ) * .
راغب در مفردات مىگويد : خداى تعالى فرمود : * ( « وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً » ) * و « حفدة » جمع حافد است كه به معناى متحرك و كسى است كه در خدمت ، جنب و جوش
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 373 .
( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 79 .