تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
خلاصه مسماى آن را اجراء مىكنند ، اگر چه اسمش را كنار گذاشته‌اند و يا به عبارت ديگر برده گيرى فردى را كنار گذاشته جوامع را زير يوغ خود برده ، خرد مىكنند و تا ابد هم همين طور خواهند بود ، زيرا هيچ وقت بشر نمىتواند باب مغالبه و مسابقه در برترى را به روى خود سد كند ، و ما گفتارى در اين باره در جلد ششم اين كتاب گذرانديم ، بدانجا مراجعه شود . و اما اينكه گفتيم برترى از نظر كيفيت يكى از نعمتهاى الهى است دليلش اين است كه تسلط طبقه اى از مردم بر طبقه اى ديگر ، خود يكى از مصالح مجتمع بشرى است ، زيرا طبقه مسلط بخاطر نيرومنديش امور طبقه زيردست را تدبير نموده زندگى او را تكميل مىكند . پس بنا بر اين ، اينكه فرمود : * ( « فَهُمْ فِيه سَواءٌ » ) * و فاء تفريع بر سر جمله آورد براى اين بود كه جمله مزبور متفرع بر منفى در جمله * ( « فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا . . . » ) * است نه بر نفى آن ، و معنا چنين است : طبقه برتر رزق خود را به بردگان خود نمىدهند تا مساوى و شريك باشند ، چون اگر چنين كنند مولويت و آقائيشان از بين مىرود ، ( و اگر متفرع بر نفى بود ، معنا ، غلط مىشد ، زيرا معنا چنين مىشد : طبقه برتر رزق خود را به طبقه زيردست نمىدهد و چون نمىدهد با هم مساويند ) و حال آنكه اگر ندهند ديگر مساوى نيستند . احتمال هم دارد جمله مذكور استفهاميه باشد و حرف استفهام آن حذف شده باشد ، و استفهام هم انكارى باشد ، و خواسته باشد تساوى برتر و ضعيفتر را انكار كند ، و بفرمايد : با اينكه مىبينيم برتر اولويت خود را بزيردست خود نمىدهد ، آيا باز هم با هم مساويند ؟ نه ، زيرا اگر مساوى بودند طبقه برتر حاضر مىشد رزق خود را به طبقه زيردست بدهد ، پس معلوم مىشود كه اين نعمتى است كه خداوند به وى اختصاص داده . به همين جهت دنبال جمله مذكور فرمود : * ( « أفَبِنِعْمَةِ اللَّه يَجْحَدُونَ » ) * و اين جمله ، استفهامى است توبيخى كه گويا متفرع بر جمله قبل و استفهام انكارى آن است و مراد از نعمت خدا همين برترى مذكور است . معناى آيه ( و خدا داناتر است ) اين است كه : خداوند فرق ميان شما به اين صورت كه بعضى از شما را بر بعضى ديگر از حيث رزق برترى داده ، بعضى را آزاد و مستقل در تصرف كرده بعضى را برده و تبع او قرار داده ، كه بدون اذن او نتواند كارى انجام دهد ، پس آنها كه برترند رزق خود را كه نسبت به آن حريت و استقلال دارند به زيردست و برده خود نمىدهند تا هر دو در رزق برابر شوند ، پس اين دو طبقه با هم مساوى نيستند ،
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 427 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى