صاحب روح المعانى حرف عجيب و غريبى زده و گفته : تفسير سكر به شراب از ابن مسعود و ابن عمر و ابى رزين و حسن و مجاهد و شعبى و نخعى و ابن ابى ليلى و ابى ثور و كلبى و ابن جبير با بسيارى ديگر نقل شده ، و آيه شريفه در مكه نازل گرديده كه در آن روز شراب حلال بوده ، و فاجر و مسلمان و كافر آن را مىآشاميدند ، و تحريمش در مدينه طيبه اتفاق افتاد ، و كسى در اين معنا مخالف نيست ، اختلافى كه دارند در اين است كه قبل از جنگ احد بوده يا بعد از آن ، و آيه اى كه در مدينه نازل شد و شراب را تحريم كرد آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوه » بود ، پس آيه مورد بحث بوسيله آن نسخ شده ، و همين معنا از عده اى از نامبردگان مانند نخعى و ابى ثور و ابن جبير روايت شده .
بعضى گفتهاند : آيه مورد بحث درست است كه قبل از آيه تحريم نازل شده ليكن نسخ نشده ، چون سكر به معناى شراب نيست بلكه به معناى سركه است ، و اين لغت اهل حبشه است . و يا به نقلى كه از ابى عبيده شده سكر ، خوردنى است كه به عنوان نقل خورده مىشود ، مانند شيرينى ، آن گاه اين شعر را به عنوان شاهد انشاد كرده كه : « جعلت اعراض - الكرام سكرا » تا آنجا كه مىگويد : حنفىها هم قائل به عدم نسخ شده گفتهاند : مراد از سكر ، آن مقدار از شراب است كه مستى نمىآورد ، و استدلال كردهاند به اينكه خداى تعالى در آيه مورد بحث منت مىگذارد بر بندگانش به چيزهايى كه برايشان خلق كرده ، و منتگذارى در چيزهايى معقول است كه حلال باشد نه حرام ، پس همين كه مىبينيم خدا بر بندگان منت نهاده به سكر ، خود دليل است بر اينكه شراب كم و آن مقدار كه مستى نياورد حلال است ، و زياده روى در آن بطورى كه مستى بياورد حرام است ، اين بود آن مقدار از كلام روح المعانى كه مورد حاجت ما بود « 1 » .
اما اينكه گفت : خمر در مدينه تحريم شده ما در سوره مائده بحث مفصلى ايراد نموده و ادله اى آورديم بر اينكه شراب قبل از هجرت هم تحريم شده بود ، و يكى از احكام معروف اسلام نزد مشركين حرمت شراب و حرمت زنا بود ، و تحريم آن در سوره اعراف نازل شد كه بطور قطع ، قبل از سوره نحل نازل شده ، و همچنين در دو سوره بقره و نساء تحريم شده كه قبل از مائده نازل شدند .
و گفتيم كه آيه سوره مائده براى تاكيد حرمت و چوبكارى بعضى از مسلمانان بود
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 180 .