تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
بعث روز قيامت ، و مىفهمد كسى كه بدين وسيله ، زمين مرده را زنده كرد مىتواند مردگان را هم زنده كند . * ( « وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعامِ لَعِبْرَةً . . . » ) * . كلمه « فرث » به معناى كثافاتى است كه در روده ها مىافتد و در روده بزرگ جمع مىشود ، ولى وقتى به خارج آمد آن را سرگين گويند ، كلمه « سائغ » اسم فاعل از « سوغ » است ، گفته مىشود : « ساغ الطعام و الشراب - غذا و شراب روان شد » و اين را وقتى گويند كه شراب ( مايعات ) آشاميدنى گوارا باشد ، و به آسانى در گلو رود . * ( « وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعامِ لَعِبْرَةً » ) * - يعنى براى شما در شتر و گاو و گوسفند امرى است كه اگر عبرتگير و پندپذير باشيد همان امر براى عبرت و موعظه شما بس است ، آن گاه آن امر را بيان نموده مىفرمايد : * ( « نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِه . . . » ) * از آنچه در درون بدنهايشان هست شما را سيراب مىكنيم ، در اينجا ضمير راجع به انعام را مفرد آورد ، و اين از باب كثير را واحد فرض كردن است .
* ( « مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ » ) * - شير حيوانات شيرده كه جايش اواخر شكم ، ميان دو پاست ، و خون كه مجرايش شرايين و رگها است كه به تمامى آن دو احاطه دارد ، و اگر شير را عبارت دانسته از چيزى كه ميان كثافات و خون بدن قرار دارد ، از اين باب بوده كه اين هر سه در داخل بدن و در مجاورت هم قرار دارند ، اين غذاى پاك و لذيذ را از ميان آن دو بيرون كشيده ، هم چنان كه گفته مىشود : « من از ميان قوم ، زيد را اختيار كردم ، و از ميان آنها بيرونش كشيدم » كه البته وقتى گفته مىشود كه زيد و قوم در يك جا جمع شده باشند ، هر چند زيد در حاشيه جمعيت نشسته باشد ، نه در وسطشان ، چون مراد اين است كه من او را از ميان آن همه جمعيت با اينكه غير شما نيز بود تميز دادم و جدا كردم . معناى آيه اين است كه ما شما را از آنچه كه در بطون انعام است شيرى از ميان سرگين و خون آنها بيرون كشيديم و به شما نوشانديم ، كه به هيچ يك از آن دو آلوده نبود ، و طعم و بوى هيچ يك از آن دو را با خود نياورد ، شيرى گوارا براى نوشندگان و اين خود عبرتى است براى عبرت گيرندگان ، و وسيله اى است براى راه بردن به كمال قدرت و نفوذ اراده خدا ، و اينكه آن كس كه شير را از سرگين و خون پاك نگاه داشته قادر است كه انسان را دوباره زنده كند ، هر چند كه استخوانش هم پوسيده و اجزايش در زمين گم شده باشد . * ( « وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْه سَكَراً وَرِزْقاً حَسَناً . . . » ) * . راغب در مفردات گفته : « سكر » - به ضمه سين - آن حالتى را گويند كه عارض