در مجمع البيان گفته : كلمه « ذلل » جمع ذلول ( رام ) است گفته مىشود : « انه ذلول - يعنى حيوانى كه ذلتش آشكار است ، و رجل ذلول يعنى مردى كه ذلت و خضوعش آشكار است » « 1 » .
پس معناى اينكه فرمود : * ( « وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ » ) * اين است كه خداوند به زنبور عسل از راه غريزه اى كه در بنيه او قرار داده الهام كرده ، و داستان زنبور عسل و نظامى كه در حيات اجتماعى خود و سيره و طبيعتش دارد امرى است عجيب و حيرتآور ، و شايد همين نظام عجيبش باعث شده كه خطاب از مشركين را به خطاب مخصوص رسول خدا ( ص ) برگرداند و بفرمايد « * ( وَأَوْحى رَبُّكَ ) * - و وحى كرد پروردگار تو » .
و اينكه فرمود : * ( « أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ) * » اين همان مضمونى است كه خدا به زنبور عسل وحى كرد ، و ظاهرا مراد از * ( « مِمَّا يَعْرِشُونَ » ) * همان محلى است كه كندوهاى عسل را در آنجا مىگذارند .
و اينكه فرمود : * ( « ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ » ) * امر به اينكه از همه ميوه ها بخورد ، با اينكه زنبور عسل از ميوه ها نمىخورد و غالبا روى گلها مىنشيند بدان جهت است كه غذاى زنبور عسل از همان مواد اوليه ميوه ها است ، كه در شكوفه ها جاى دارد ، و هنوز بزرگ نشده و پخته نگشته است .
خداى تعالى جمله : * ( « فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا » ) * را با فاء تفريع متفرع بر امر به خوردن نموده ، و اين تفريع مؤيد اين است كه مراد از خوردن ، برداشتن و به منزل بردن است ، تا عسلى را كه از ثمرات گرفته به خانه ها برده ذخيره نمايند ، و اضافه « سبل » به كلمه « رب » در جمله « ربك » براى اين است كه دلالت كند بر اينكه تمامى كارها و رفت و آمدهاى زنبور عسل با الهام انجام مىگيرد .
و جمله * ( « يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه . . . » ) * ، جمله اى است مستانفه كه بعد از جمله امر مزبور ، نتيجه عمل و مجاهدت وى را در امتثال امر خداى سبحان و رام بودن در امتثالش را بيان مىكند ، و آن نتيجه عبارت است از اينكه : از شكم او بيرون مىآيد شرابى به نام « عسل » كه داراى رنگهاى مختلف است بعضى سفيد و بعضى زرد و بعضى قرمز سير و بعضى مايل به سياهى * ( « فِيه شِفاءٌ لِلنَّاسِ » ) * كه براى بيشتر امراض شفا است .
بحث مفصل در زنبور عسل ، اين حشره زيرك كه حياتش مبنى بر اساس مدنى
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 37 .