حق مردمى كه ايمان آوردهاند هدايت و رحمت باشد ، و خداوند بوسيله آن ، حجت را بر آنان تمام نموده و اينان را بسوى حق راهنمايى كرده و با ايمان و عمل به آن ترحمشان فرمايد .
بحث روايتى
در كافى به سند خود از عبد الرحمن بن كثير روايت كرده كه گفت به امام صادق ( ع ) عرض كردم مقصود از آيه * ( « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * چيست ؟
فرمود : ذكر ، محمد ( ص ) و ما اهل او هستيم كه بايد از ما بپرسند . . . « 1 »
مؤلف : اين روايت اشاره به آيه « قَدْ أَنْزَلَ اللَّه إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا » « 2 » است ، و در معناى آن ، روايات بسيار است .
و در تفسير برهان از برقى و او به سند خود از ابن عبد الحميد ابى الديلم از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه پرسيد ، خداى تعالى مىفرمايد : « * ( فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) * » مقصود از ذكر چيست ؟ فرمود قرآن است و آل محمد اهل ذكرند كه خداى عز و جل دستور داده مردم از آل محمد بپرسند و معلوم است كه خدا هيچ وقت دستور نمىدهد به سؤال از جاهلان و او خود قرآن را ذكر ناميده و فرموده : * ( « وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » ) * و نيز فرموده : « إِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْئَلُونَ » « 3 » .
مؤلف : احتجاج امام براى اثبات اين معنا است كه ائمه ، اهل ذكرند و اينكه ذكر ، قرآن است و اهلش ايشان ، چون ايشان قوم رسول خدا ( ص ) هستند و دو آيه اى كه در آخر كلام خود آورد براى استشهاد بر اين معنا بود ، هم چنان كه در روايات ديگرى تصريح به اين معنا نموده و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست .
و در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه گفت : به امام عرض كردم مردمى كه نزد ما هستند چنين مىپندارند كه مقصود از اهل ذكر در آيه * ( « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ . . . » ) * ، يهود و نصارايند ، حضرت فرمود : اگر آنان باشند ايشان شما را به دين خود مىخوانند و هرگز حق مطلب را كه حقانيت اسلام است به شما نمىگويند
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 210 ، ح 2 ، ط بيروت .
( 2 ) به تحقيق خدا نازل كرد بر شما قرآن و رسولى را . سوره طلاق ، آيه 11 .
( 3 ) البرهان ، ج 2 ، ص 370 ، ح 8 .