تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
آن گاه با دست به سينه خود اشاره كرد و فرمود : مائيم اهل ذكر و مائيم كه مردم بايد از ما سؤال كنند آن گاه گفت : امام باقر اضافه كرد كه ذكر ، قرآن است . « 1 »
مؤلف : نظير اين بيان از حضرت رضا ( ع ) در مجلس مامون روايت شده . و قبلا گذشت كه گفتيم خطاب در آيه بطورى كه از سياق برمىآيد به مشركين است همان بتپرستانى كه عليه رسالت رسول خدا ( ص ) حيله ها مىكردند ، آنها مامور شدند كه از اهل ذكر بپرسند و اهل ذكر همان اهل كتابهاى آسمانيند ، بايد از ايشان بپرسند آيا خدا هيچ فرستاده اى از جنس بشر فرستاده كه بسويش وحى كرده باشد يا نه ؟ و معلوم است كه مشركين چون از خود رسول خدا ( ص ) نمىپذيرفتند ديگر معنا ندارد كه قرآن به آنان بفرمايد اگر نمىدانيد از اهل ذكر بپرسيد ، چون آنها خود قرآن را قبول نداشتند تا چه رسد به اهل آن ، ناگزير بايد بگوييم مقصود از اهل ذكر در خصوص مورد آيه ، اهل كتاب و مخصوصا يهوديان است . و اما اگر از مورد خصوص آيه صرفنظر شود و فراموش نكنيم كه هيچوقت مورد مخصص نيست ، آيه شريفه مطلبى عام بيان كرده كه هم سائل و هم مسئول و هم مسئول عنه در آن عمومى است هر جاهلى هر چه را نمىداند بايد از عالم به آن چيز بپرسد ، پس مقصود از چيزى كه نمىدانيد جميع معارف حقيقى است ، و مقصود از جاهل ، هر كسى است كه ممكن باشد چيزى از معارف را نداند ، و مقصود از مسئول هر كسى است كه عالم به آن باشد ، چيزى كه هست مصداق عالم در آيه شريفه ، خاص است و آن اهل بيت رسول خدا ( ع ) . زيرا اگر مراد از ذكر ، رسول خدا ( ص ) باشد هم چنان كه در آيه طلاق آن جناب است البته اهل ذكر ، اهل بيت آن جناب خواهد بود ، و اگر مراد از آن قرآن كريم باشد هم چنان كه در آيه سوره زخرف مراد آن است در آن صورت قرآن ، ذكر رسول خدا ( ص ) و قوم او - ائمه معصومين و يا متقين از قومش - بوده و آن جناب و قومش اهل ذكر خواهند بود ، و همانهايى خواهند بود كه مردم مامور شده‌اند از ايشان سؤال كنند ، و رسول خدا ( ص ) هم ايشان را در حديث ثقلين قرين قرآن قرار داده و مردم را مامور به تمسك به آن دو كرده و فرموده : « انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض . . . - آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا مرا در كنار حوض ديدار كنند . . . » « 2 » .
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 260 ، ح 32 . ( 2 ) معانى الاخبار ، ص 90 ، ح 1