* ( « فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ » ) * .
خطاب در اين آيه هم مانند خطاب در آيه * ( « إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ » ) * ، و در آيه * ( « الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ » ) * به مجموع كافرين است ، نه يك يك آنان ، و بنا بر اين ، برگشت معناى آيه مورد بحث نظير اين مىشود كه مثلا بگوييم : « تا يك يك شما از درى از درهاى جهنم كه مناسب كرده هايتان است وارد شويد » ، نه اينكه معنايش اين باشد كه :
« هر يك از شما از همه درهاى جهنم ، و يا از چند تاى آن وارد مىشويد » ، تا بگويى معناى صحيحى نيست ، و ما در تفسير آيه « لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ « 1 » » در معناى چند در داشتن جهنم بحثى گذرانديم .
مقصود از متكبرين همان مستكبرينند ، به اين معنا كه مصداقا هر دو يكى هستند ، هر چند كه عنايت لفظى در آن دو مختلف است ، يك جا اقتضاء مىكند آن طور تعبير شود ، و يك جا اينطور ، مانند مسلم و مستسلم ، كه از نظر مصداق يكى هستند ، پس مستكبر ، آن كسى است كه براى خود طلب بزرگى مىكند و آن خواسته را از قوه به فعليت و از دل به خارج در مىآورد ، و متكبر آن كسى است كه تكبر را براى خود قبول كرده آن را براى خود صفتى مىسازد .
* ( « وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً . . . » ) * .
در اين جمله مردمان با تقوا كه در دنيا چنين وصفى داشتند مسئول قرار گرفتهاند ، و اينكه گفتيم : « الذين اتقوا » دارندگان اين صفت بوده و تقوا وصف استمرارى ايشان است ، دليلش هم اين است كه در آخرين آيه و در آيه بعدى ، تقوا را صفت استمرارى آنان گرفته و از ايشان به متقين تعبير فرموده است ، پس مىتوان گفت : مسئولين از ميان مردم با تقوا در اين آيه آن عده اى هستند كه در تقوا و ايمان ، كامل و برجسته شدهاند ، هم چنان كه مسئولين از آن طائفه ديگر نيز شرار و كملين كفر هستند .
پس اينكه بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از اين كلمه مطلق مؤمنين هستند كه از شرك ، تقوا ورزيدهاند و يا حد اكثر از بعضى از گناهان هم پرهيز كردهاند ، كلام صحيحى نيست .
و اينكه از قول مسئولين ، حكايت كرد كه در جواب سائل گفتند : « خيرا » ،
هامش
( 1 ) براى آن هفت در است كه براى هر درى طائفه اى از كفار تعيين شدهاند . سوره حجر ، آيه 44 .
( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 23 .