تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
آن وزرهايى را حمل مىكنند كه نتيجه اضلال ايشان بوده ، و خود سياق شاهد اين معنا است ، پس آوردن من تبعيضيه براى فرق نهادن ميان گناهان و وزرهاى ناشى از اضلال ، و گناهان غير ناشى از آن بوده است ، نه براى اينكه بر تبعيض دلالت كند ، تا معنايش اين شود كه بعضى از وزرهاى ناشى از اضلال را به حساب ايشان و بعضى ديگرش را به حساب اضلال شدگان مىنويسند ، و يا معنايش تقسيم باشد ، به اين معنا كه تمامى وزرهاى اضلال را جمع نموده بعضى را به اين و قسمتى را به آن بار مىكنند ، زيرا امثال آيه « وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه » « 1 » منافات با آن دارد ( دقت بفرماييد ) . از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه استفاده اى كه بعضى « 2 » از مفسرين از آيه * ( « لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ » ) * كرده‌اند كه : به مقتضاى آن از گناه آنان هيچ كم نمىشود ، و به امثال گرفتاريهاى دنيايى و يا اطاعتهاى مقبول كه در مؤمنين ، كفاره گناهانند ، كفاره پذير نيست . استفاده صحيح و مقبولى نيست . و همچنين استفاده اى كه بعضى « 3 » ديگر كرده‌اند كه : آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى بعضى عذابها را از مؤمنين ساقط مىكند ، و در حقشان تخفيف قائل مىشود ، ( حرف درستى نيست ) زيرا اگر ميان مؤمنين و غير مؤمنين فرقى نبود جهت نداشت كفار را اختصاص داده ، تنها گناهان ايشان را غير قابل تخفيف بداند . وجه نامقبولى اين دو احتمال اين است كه هر چند خوارى كفار و احترام مؤمنين مطلبى است در جاى خود محفوظ ، هم چنان كه آيات دلالت كننده بر خفت و خوارى كفار به عذابهاى دنيوى و حبط اعمال و نيز آيات دلالت كننده بر شفاعت بعضى از مؤمنين نيز بر آن دلالت دارد ، ليكن آيه مورد بحث ناظر به اين جهت نيست ، تنها عنايت آيه در فرق ميان وزرهاى خود گمراه شدگان به دست كفار ، و وزرهايى است كه كفار در آنها دخالت داشته‌اند ، و مىخواهد بفرمايد گمراه شدگان بدست كفار خودشان وزر عمل خود را خواهند كشيد ، و گمراه كنندگان ، تنها آن وزرهايى از ايشان را به دوش مىكشند كه اضلال ايشان باعث آن شده باشد .
هامش
( 1 ) هر كس به اندازه يك ذره عمل زشت كند سزايش را مىبيند . سوره زلزال ، آيه 8 . ( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 14 ، ص 123 . ( 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 18 .