يك عمل ، چه حسنه و چه سيئه باشد ، يك عمل است و دو تا نمىشود ، همچنين وزر و عذاب آن نيز بايد يكى باشد و تعدد بردار نيست ، منتهى چيزى كه هست ، گاهى خود عمل از آنجايى كه قائم به بيش از يك نفر است - البته قيامش به آمر و فاعل ، قيامى است طولى نه عرضى تا باعث اشكال شود - قهرا وزر و عذاب آن نيز قائم به بيش از يك نفر خواهد بود ، پس در حقيقت در مساله باب كردن كار زشت هم يك وزر و عذاب بيشتر نيست ، چيزى كه هست با اين يك عذاب دو نفر معذب مىشوند ، يكى عامل و يكى هم آمر .
براى اينكه تصور اين معنا آسان شود كافى است در مضمون آياتى كه به تجسم اعمال بر مىگردد دقت كنيم كه در اين صورت خواهيم ديد يك عمل مثلا زشت ، در صورت تجسم به صورت واحد شخصى مجسم مىشود ، و ليكن بيش از يك نفر را معذب مىكند ، و براى بيش از يك نفر مجسم مىشود ، يكى آمر و باعث و يكى هم عامل و مباشر . بنا بر اين مىتوان مساله را به وجهى بعيد به چيزى مثل زد كه دو نفر آن را تصور كنند و از تصور آن معذب شوند يا لذت برند .
در سابق هم در ذيل آيه « لِيَمِيزَ اللَّه الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ . . . » « 1 » در جلد نهم اين كتاب راجع به اين معنا بياناتى گذشت و ان شاء اللَّه به زودى نيز بحث مفصل آن را در جاى مناسب ايراد مىكنيم .
و بهر حال در جمله * ( « لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ » ) * « لام » براى غايت است ، و جار و مجرور متعلق به جمله * ( « أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ » ) * است ، و جمله « يضلونهم » دلالت دارد بر اينكه تحمل كردن وزرهاى ديگران جهت گمراه كردن ايشان بوده ، و نتيجه اضلال ، حمل اوزار است ، و تقدير كلام چنين است : « براى اين گفتند اساطير اولين است كه ايشان را گمراه كنند و خودشان گمراه بودند كه هم وزر گناهان خود را حمل كردند و هم وزر اينان را كه بدون علم گمراهشان كردند » .
و اگر جمله * ( « لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ » ) * را با قيد « كاملة » مقيد نمود براى اين بود كه كسى توهم نكند كه بعضى از گناهان خود و بعضى از گناهان گمراه شدگان خود را حمل مىكنند نه همه وزرهاى خود و همه وزرهاى گمراه شدگان خود را .
* ( « وَمِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ » ) * - كلمه « من » در اين جمله تبعيضى است ، چون گمراه كنندگان ، تمامى وزرهاى گمراه شدگان خود را بدوش نمىكشند ، بلكه تنها
هامش
( 1 ) سوره انفال ، آيه 38 .