تهيه نمىكنند ) .
در اين آيه دو بار حرف « من » آمده ، اولى تبعيض ، و دومى نشويه است ، و « شجر » عبارت است از آن روئيدنىهايى كه ساقه و برگ دارند ، آن گاه به عنوان توسعه در تمام روئيدنيها - چه ساقه دار و چه بى ساقه نيز - استعمال مىشود ، هم چنان كه در اين آيه به كار رفته و فرموده : * ( « وَمِنْه شَجَرٌ فِيه تُسِيمُونَ » ) * بقيه كلمات آيه روشن است .
* ( « يُنْبِتُ لَكُمْ بِه الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ . . . » ) * .
« زيتون » ، درخت معروفى است كه به ميوه آن نيز زيتون گفته مىشود ، بعضى « 1 » هم گفتهاند : كلمه زيتون اسم جنس جمعى است ، و واحد آن را « زيتونه » مىگويند ، و همچنين كلمه « نخيل » كه در واحدش « نخيله » گفته مىشود ، و اين كلمه هم بر واحد اطلاق مىشود و هم بر جمع ، و كلمه « اعناب » ، جمع « عنبه » است كه ميوه درخت مو است ، اين كلمه نيز هم بر خود درخت اطلاق مىشود و هم بر ميوه اش .
و از سياق استفاده مىشود كه تقدير جمله * ( « مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ » ) * ، « و من كل الثمرات انبت اشجارها » مىباشد ، و اگر از ميان همه ميوه ها تنها به اسامى اين چند ميوه تصريح نموده و بقيه را به آنها عطف كرده ، شايد از اين جهت بوده است كه غالبا به عنوان غذا مصرف مىشوند . و چون در اين تدبير عمومى و وسيع - كه شامل انسان و حيوان در ارتزاق از آن ميوه و نباتات است - حجتى است بر وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت ، لذا آيه شريفه با جمله * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » ) * ختم گرديد .
* ( « وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ . . . » ) * .
در اين كتاب چند نوبت پيرامون معناى تسخير شب و روز و ماه و آفتاب و نجوم ، بحث كردهايم و چون هر يك از اين مذكورات و همچنين مجموع شب و روز ، و مجموع آفتاب و ماه و نجوم داراى خواص و آثارى هستند كه هر يك براى خود دليل مستقلى است بر اثبات وحدانيت پروردگار در ربوبيت ، لذا خداى تعالى ، آيه مورد بحث را با جمله * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » ) * ختم فرمود ، و كلمه « آيت » را به صيغه جمع آورد ، بخلاف دو آيه قبل و بعد كه در آنها به صيغه مفرد آورده است .
* ( « وَما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُه إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ » ) * .
كلمه « ذرء » به معناى خلق كردن است ، و « اختلاف الوان » ، اختلاف الوان معادن
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 106 .