سوارشان مىشويد و آنها را زينت و جمال خود مىگيريد .
* ( « وَيَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ » ) * - يعنى و مىآفريند چيزهايى كه شما نمىدانيد ، و آنها را براى شما مسخر نمود تا از آنها بهره بگيريد . و دليل بر تقديرهايى كه در آيه گرفتيم ، سياق آيات است .
* ( « وَعَلَى اللَّه قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْها جائِرٌ وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ » ) * .
كلمه « قصد » - بطورى كه راغب « 1 » و غير او گفتهاند - به معناى استقامت راه است ، يعنى راه آن طور مستقيم باشد كه در رساندن سالك خود به هدف ، قيوم و مسلط باشد ، و ظاهرا اين كلمه كه مصدر است به معناى اسم فاعل است ، و اضافه شدن آن به كلمه « سبيل » ، اضافه صفت به موصوف خويش است ، و بنا بر اين ، معناى قصد السبيل ، سبيل قاصد است ، در مقابل قول خداوند كه مىفرمايد : * ( « وَمِنْها جائِرٌ » ) * كه « جائر » به معناى منحرف از هدف است و رهرو خود را به غير هدف مىرساند ، و از هدف گمراه مىكند .
و مقصود از اينكه فرمود : « بر خداست قصد سبيل » ، اين است كه بر خدا واجب است كه سبيل قاصد و راه مستقيم را براى بندگانش معين كند ، تا آن راه ، ايشان را به سعادت و فلاح بكشاند ، و چون حاكمى غير از خدا نيست كه او را محكوم به اين واجب كند ، پس او خودش بر خود واجب كرده است كه راهى براى بندگان خود قرار دهد و ايشان را بسوى خود هدايت كند ، و قرار هم داده .
زيرا راه قرار دادنش همين است كه انسان و بلكه هر موجودى را به قوا و ادواتى مجهز كرده كه اگر درست به كارش بزند او را به كمال مطلوب و سعادتش مىرساند هم چنان كه قرآن كريم فرمود : « الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى » « 2 » و در خصوص انسان فرمود :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه » « 3 » .
و اما « هدايت » ، عبارت است از آن تلقينهايى كه از دو ناحيه در بشر القاء نموده ، يكى از ناحيه فطرت و يكى از طريق بعث رسل و انزال كتب و تشريع شرايع ، هم چنان كه در باره قسمت اول فرموده : « وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها » « 4 » و در باره قسمت دوم
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « قصد » .
( 2 ) آن كس كه خلقت هر چيزى را بداد آن گاه هدايت كرد . سوره طه ، آيه 51 .
( 3 ) بپايدار روى خود را براى دين حنيف ، آن فطرتى كه بشر را بر آن خلق كرد تبديلى در خلق خدا نيست . سوره روم ، آيه 30 .
( 4 ) سوگند به نفس و درستى آن ( و يا درست كننده آن ) پس فجور و تقوايش را به دو الهام نمود .
سوره شمس ، آيه 8 .