تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و ضمير در « ينزل » به خداى تعالى بر مىگردد ، و جمله ، استينافى و ابتدايى است كه تعليل جمله * ( « سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * را كه در آيه قبلى بود ، تعليل مىنمايد . و معناى آيه اين است كه خداى تعالى منزه و برتر از شرك ورزيدن ، و از شريكى كه ايشان برايش گرفته‌اند مىباشد ، و بخاطر همين تعالى و تنزهش از شريك است كه ملائكه را با همراهى روح كه از سنخ امر او است و از كلمه ايجاد وى است - و يا به سبب امر او و كلمه او است - بر هر كس از بندگانش كه بخواهد نازل مىكند ، تا آنها بشر را انذار كنند كه معبودى جز من نيست ، و زنهار دهد از اينكه معبود ديگرى بگيريد .
بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند كه : مراد از روح ، وحى و يا قرآن است ، و اگر آن را روح ناميده از اين باب است كه با وحى و با قرآن ، دلها زنده مىشود ، هم چنان كه روح حقيقى نيز مايه حيات بدنها است . آن وقت همين مفسر گفته : و اينكه فرمود : * ( « مِنْ أَمْرِه » ) * معنايش « بامره » است ، و نظير اين تعبير ، در آيه « يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ اللَّه » آمده كه معنايش « بامر اللَّه » است ، چون مىدانيم ، كسى نيست كه كسى را از امر خدا حفظ كند . و اما اينكه گفت « من » به معناى « باء » است ، و به آيه « يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ اللَّه » استناد جست ، پاسخش همان بيانى است كه ما در آيه مذكور در تفسير سوره « رعد » گذرانديم ، و در آنجا گفتيم كه حرف « من » به همان معناى خودش است نه به معناى « باء » زيرا پاره اى از امر خدا موجودات را از پاره اى ديگر حفظ مىكند ، و در آيه مورد بحث هم معناى * ( « بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِه » ) * همان روحى است كه از امر خدا است - علاوه بر اين ، ظرف جار و مجرور « من امره » مستقر است نه لغو - هم چنان كه در آيه « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » اين چنين است و با آيه « يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ اللَّه » فرق دارد ، و بر فرض هم كه در آن معناى « باء » باشد نمىتوانيم بگوييم در اين دو مورد هم به معناى باء است . و اما اينكه گفت : روح به معناى وحى و يا قرآن است . و يا به قول بعضى « 2 » ديگر به معناى نبوت است . از نظر نتيجه ، خالى از وجه نيست ، چون نتيجه نزول ملائكه با روحى از امر خدا همان وحى و نبوت است ، ولى فى نفسه كه بخواهيم وحى و نبوت را روح بناميم و هر دو را با اشتراك لفظى به يك معنا بگيريم و يا مجازا آن را به اين معنا گرفته و قرينه را مجازا عبارت از اين بدانيم كه روح ، قلب را زنده مىكند آن چنان كه روح حقيقى ، بدن
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 349 ، بنقل از ابن عباس و ابن زيد . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 349 ، بنقل از حسن .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 304 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى