را زنده مىدارد صحيح نيست ، براى اينكه ما مكرر گفتهايم كه طريق تشخيص مصاديق كلمات قرآنى رجوع به ساير موارد قرآن است ، مواردى كه صلاحيت تفسير دارند ، نه رجوع به عرف و آنچه را كه عرف مصاديق الفاظ مىداند .
و آنچه از ساير موارد قرآن به دست مىآيد اين است كه : روح ، خود مخلوقى از مخلوقات خداست و حقيقت واحدى است كه داراى مراتب و درجات مختلفى است ، يك درجه از آن در حيوان و در غير مؤمنين از انسانها است ، و درجه بالاتر آن در افراد مؤمن انسانها است ، هم چنان كه فرمود : « وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه » « 1 » و يك درجه ديگر آن روحى است كه انبياء و رسل ، بوسيله آن تاييد مىشوند ، و در آن باره فرمود : « وَأَيَّدْناه بِرُوحِ الْقُدُسِ » « 2 » و نيز فرمود : « وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا » « 3 » كه ان شاء اللَّه تفصيل اين جريان بعدا خواهد آمد .
اين ، آن مطلبى است كه از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود ، و اما بحث از اينكه اطلاق كردن لفظ روح بر اين معنا آيا اطلاق حقيقى است يا مجازى و دقت در اينكه آيا در صورت مجاز بودن از باب استعاره تصريحى است و يا استعاره به كنايه است ، و يا جمله * ( « بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِه » ) * از قبيل تشبيه و به منظور ذكر مشبه و تصريح به اسم آنست ، - كه البته اين احتمال بنا بر بيانيه بودن « من » درست است هم چنان كه در آيه « حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ » « 4 » تصريح كردهاند بر اينكه از باب تشبيه و به منظور تصريح به مشبه در متن كلام است ، ابحاثى است ادبى كه جنبه فنى دارد ، ولى در پى بردن به حقايق ، اثر چندانى نمىبخشد .
بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : حرف « من » در جمله « من امره » بيانيه و جمله مزبور بيان روح است ، و مراد از روح ، وحى است ، هم چنان كه گذشت .
اشكال اين حرف صرفنظر از اشكالهاى سابق اين است كه اين آيه و آيه « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » در سوره « اسراء » يك مسلك دارند ، و ظاهر غير قابل انكار آيه سوره اسراء اين
هامش
( 1 ) ايشان را با روحى از خود تاييد نمود . سوره مجادله ، آيه 22 .
( 2 ) او را با روح القدس تاييد كرديم . سوره بقره ، آيه 87 .
( 3 ) و اين چنين وحى كرديم به تو روحى از امر خود را . سوره شورى ، آيه 52 .
( 4 ) ( بخوريد و بياشاميد ) تا خط سپيدى روز از سياهى شب در سپيده دم پديدار گردد . سوره بقره ، آيه 187 .
( 5 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 93 .