به مشيت و حكم خود مىكند .
پس اينكه گفتيم : چيزى و كسى او را مجبور نمىكند ، منافات ندارد با اينكه كارهاى او از روى حكمت و مصلحت و بخاطر اختلاف استعدادهاى گوناگون مختلف باشد و جز بر طبق استعداد محل و صلاحيت قبول صادر نشود ، چون استعداد مستعد ، در حقيقت همان سؤال سائل است ، همانطور كه سؤال سائل ، او را به مسئول و عطاى او نزديك مىكند ( البته تنها نزديك مىكند نه اينكه مجبورش هم بسازد ) استعداد مستعد هم ، افاضه خداى تعالى را نزديك مىكند ، و غير مستعد از آن محروم مىماند ، پس خداى عز و جل هر چه بخواهد ، مىكند بدون اينكه چيزى او را مجبور و يا از انجام كارش ممنوع سازد ، و در همين حال هيچ كارى نمىكند و هيچ رحمتى افاضه نمىفرمايد مگر به قدر استعداد و صلاحيت محل .
و اين معنا را قرآن كريم در خصوص فيض رسالت افاده كرده و فرموده است : « وَإِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّه ، اللَّه أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّه وَعَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ » « 1 » زيرا آيه ظاهر در اين است كه موردها در قبول كرامت رسالت ، مختلف است ، و خدا داناتر است به اينكه چه موردى لياقت و اهليت رسالت را دارد ، و اين مجرمين مكار ، اهليت رسالت و معجزه آوردن را ندارند ، بلكه بر عكس ، در نزد خدا خوارى و عذابى شديد دارند چون مجرم و مكارند ( دقت بفرمائيد ) .
و از اينجا فساد گفته بعضى « 2 » روشن مىشود كه با اين آيه مورد بحث استدلال كردهاند بر اينكه : در مساله رسالت ، هيچ مرجح و قابليتى شرط نيست ، چون آيه ، رسالت را تنها منوط بر مشيت خدا كرده و هيچ قيد ديگرى به آن نزده ، پس رسول ، رسالت را به مشيت خدا پيدا مىكند نه بخاطر اختصاص به صفاتى كه او را قابل و مستعد درك آن كند و بر ديگران مقدم و مرجح بدارد ، چون خداى تعالى در آنچه مىكند محكوم به هيچ چيز ( حتى لياقت اكتسابى رسول ) نمىشود وجه فساد اين گفتار ، از آنچه قبلا گفته شد ظاهر مىشود .
و نظير مورد بالايى در فساد ، استدلال به آيه است بر اينكه رسالت عطائى غير كسبى
هامش
( 1 ) و چون آيتى براى هدايت ايشان بيايد گويند هرگز ايمان نياوريم تا مثل آنچه به رسولان خدا دادهاند به خود ما بدهند ، خدا مىداند ، چگونه و در چه كسى رسالت را قرار دهد ، و به زودى كسانى كه جرم مىكنند به علت مكرشان نزد خدا به خوارى و عذابى شديد مىرسند . سوره انعام ، آيه 124 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 94 .