و به زودى استدلال بعضى از مفسرين را بر اين مطلب به رواياتى كه مىگويد « قرآن يك نوبت از اول تا به آخر از لوح محفوظ به آسمان دنيا نازل شد و بار ديگر به تدريج از آنجا به رسول خدا نازل گرديد » « 1 » خواهيم آورد .
3 - اينكه رديف كردن آيات به ترتيبى كه الآن در قرآنها است با اينكه اين آيات متفرق نازل شده بدون دخالت اصحاب نبوده است ، و از ظاهر رواياتى كه در گذشته داستان جمع آورى نوبت اول را نقل مىكرد بر مىآيد كه اصحاب در اين كار اجتهاد و نظريه و سليقه خود را به كار زدهاند .
و اما روايت عثمان بن ابى العاص از رسول خدا ( ص ) كه فرمود :
« جبرئيل نزد من آمد و گفت بايد آيه » إِنَّ اللَّه يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ . . . « را در فلان موضع از سوره جاى دهى » « 2 » بيش از اين دلالت ندارد كه عمل رسول خدا ( ص ) در پاره اى آيات چنين بوده باشد ، نه در تمام آنها .
و به فرض هم كه تسليم شويم و قبول كنيم كه روايت چنين دلالتى دارد ربطى به قرآن موجود در دست ما ندارد ، زيرا رواياتى كه در دست داريم و در ابحاث گذشته نقل كرديم دلالت ندارد بر مطابقت ترتيب اصحاب با ترتيب رسول خدا ( ص ) . و صرف حسن ظنى كه ما به اصحاب داريم باعث نمىشود كه چنين دلالتى در آن روايات پيدا شود . بله اين معنا را افاده مىكند كه اصحاب تعمدى بر مخالفت ترتيب رسول خدا ( ص ) در آنجا كه علم به ترتيب آن جناب داشتهاند نورزيدهاند ، و اما آنجايى كه از ترتيب رسول خدا ( ص ) اطلاعى نداشتند باز مطابق ترتيب او سوره ها و آيه ها را ترتيب داده باشند از كجا ؟ و اتفاقا در روايات مربوط به جمع اول بهترين شواهدى هست كه شهادت مىدهند بر اينكه اصحاب ترتيب رسول خدا ( ص ) را در همه آيات نمىدانستند ، و به اينكه جاى هر آيه اى كجاست علم نداشتند ، و حتى حافظ تمامى آيات هم نبودند .
علاوه بر لحن روايات مذكور روايات مستفيضى از طرق شيعه « 3 » و اهل « 4 » سنت آمده كه رسول خدا ( ص ) و صحابه اش وقتى تمام شدن سوره را مىفهميدند كه بسم اللَّه ديگرى نازل مىشد ، آن وقت مىفهميدند سوره قبلى تمام شد . و اين معنا را
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 62 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 128 .
( 3 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 19 .
( 4 ) مستدرك حاكم ، كتاب الصلاة ، ج 1 ، ص 231 .