هر سه قسم تحريف متواتر است ، ادعاى بدون دليل كردهاند .
عمده دليلى كه در باب تحريف نشدن قرآن كريم به آن اتكاء مىشود همان دليلى است كه در ابتدا بر اين ابحاث آورده و گفتيم : قرآنى كه امروز در دست ما است همه آن صفات را كه خداى تعالى در قرآن براى كلام خود آورده واجد است . اگر آن قرآن واقعى كه بر رسول خدا ( ص ) نازل شد قول فصل و رافع اختلاف در هر چيزى است ، اين نيز هست . اگر آن ذكر و هادى و نور است ، اين نيز هست . اگر آن مبين معارف حقيقى و شرايع فطرى است ، اين نيز هست . اگر آن معجزه است و كسى نمىتواند سوره اى مانندش بياورد ، اين نيز هست . و هر صفت ديگرى كه آن دارد اين نيز دارد .
آرى ، جا دارد كه به همين دليل اتكاء كنيم ، چون بهترين دليل بر اينكه قرآن كريم كلام خدا و نازل بر رسول گرامى او است خود قرآن كريم است كه متصف به آن صفات كريمه است و هيچ احتياج به دليل ديگرى غير خود و لو هر چه باشد ، ندارد . پس قرآن كريم هر جا باشد و بدست هر كس باشد و از هر راهى بدست ما رسيده باشد حجت و دليلش با خودش است . و به عبارت ديگر قرآن نازل از ناحيه خداى تعالى به قلب رسول گرامىاش ، در متصف بودن به صفات كريمه اش احتياج و توقف ندارد بر دليلى كه اثبات كند اين قرآن مستند به آن پيغمبر است ، نه به دليل متواتر ، و نه متظافر . گو اينكه اين چنين دليلى دارد ، ليكن كلام خدا بودنش موقوف بر اين دليل نيست ، بلكه قضيه به عكس است ، يعنى از آنجايى كه اين قرآن متصف به آن اوصاف مخصوص است مستند به پيغمبرش مىدانيم ، نه اينكه چون به حكم ادله مستند به آن جناب است قرآنش مىدانيم . پس قرآن كريم در اين جهت به هيچ كتاب ديگرى شبيه نيست . در كتابها و رساله هاى ديگر وقتى مىتوانيم به صاحبش استناد دهيم كه دليلى آن را اثبات كرده باشد . و همچنين اقوالى كه منسوب به بعضى از علماء و صاحب نظران است ، صحت استنادش به ايشان موقوف است بر دليل نقلى قطعى ، يعنى متواتر و يا مستفيض ، ولى قرآن خودش دليل است بر اينكه كلام خدا است .
2 - اينكه ترتيب سوره هاى قرآنى در جمع اول كار اصحاب بوده ، و همچنين در جمع دوم - به دليل رواياتى كه گذشت - و در بعضى داشت كه عثمان سوره انفال و برائت را ميان اعراف و يونس قرار داد ، در حالى كه در جمع اول بعد از آن دو قرار داشتند .