در ميان مسلمانان نيست » . و ليكن ما در پاسخ اين استدلال مىگوييم اجماع مذكور منقول است ، كه با وجود خلاف در اصل تحريف و با وجود روايات گذشته كه دلالت بر خلاف آن داشت به هيچ وجه قابل اعتماد نيست .
و چه بسا بعضى ديگر كه بر دعوى مذكور استدلال تواتر اخبار كردهاند ، و اين معنا در كلمات بسيارى از ايشان ديده مىشود ، كه اخبار در اينكه « ترتيب آيات قرآن عثمانى از رسول خدا ( ص ) است » به حد تواتر است . و اين ادعاى عجيبى است ، با اينكه سيوطى در الاتقان بعد از نقل روايت بخارى و غيره ، به چند طريق از انس روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت در حالى كه هنوز قرآن را جز چهار نفر جمع نكرده بودند ، و آن چهار نفر عبارت بودند از : ابو الدرداء ، معاذ بن جبل ، زيد بن ثابت ، و ابو زيد « 1 » .
و در روايتى « 2 » به جاى ابو الدرداء ، ابى بن كعب آمده . و از مازرى نقل كرده كه گفته است : جماعتى از ملحدين به اين گفتار انس تمسك بر الحاد خود كردهاند ، و حال آنكه اين روايت دلالتى بر مرام آنها ندارد ، چون اولا ما قبول نداريم كه ظاهر آن مقصود باشد ، و لا جرم حمل بر خلاف ظاهرش مىكنيم ، و ثانيا بفرضى كه ظاهرش را بگيريم ، از كجا معلوم است كه واقع امر هم همين طور بوده ، ( ممكن است انس اشتباه كرده باشد ) . و ثالثا تسليم مىشويم كه انس اشتباه نكرده ، و ليكن اينكه فرد فرد گروه بسيارى ، تمامى قرآن را حفظ نكرده باشند لازمه اش اين نيست كه تمامى قرآن را مجموعا گروه بسيار حفظ نكرده باشند ، و شرط تواتر اين نيست كه تمامى قرآن را يك يك مسلمانان حفظ كرده باشند ، بلكه اگر همه قرآن را همه افراد حفظ داشته باشند . هر چند كه به نحو توزيع بوده باشد در تحقق تواتر كافى است « 3 » .
اما اينكه ادعا كرد كه « ظاهر كلام انس مقصود نبوده » سخنى است كه در بحثهاى لفظى ( كه اساس آن ظاهر الفاظ است ، و تنها وقتى از ظاهر صرفنظر مىشود كه قرينه اى از كلام خود متكلم يا از نائب مناب متكلم در بين باشد ) هرگز پذيرفته نيست ، و اهل بحث اين معنا را نمىپذيرند كه شما به خاطر كلمات ديگران از ظاهر كلام كسى صرفنظر كنيد .
علاوه بر اين ، اگر هم بنا شود كلام انس بر خلاف ظاهرش حمل شود ، لازم است
هامش
( 1 و 2 و 3 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 70 .