باب است - و همچنين در دلالت آنها به آدمى مىفهماند اين است كه هر چند روايات ، آحاد و غير متواتر است ، و ليكن قرائن قطعيه همراه دارد كه آدمى را ناگزير از پذيرفتن آنها مىكند ، چون بطورى كه قرآن كريم تصريح فرموده رسول خدا ( ص ) هر چه كه از قرآن برايش نازل مىشده بدون اينكه چيزى از آن را كتمان كند به مردم ابلاغ مىكرده ، و حتى به مردم ياد مىداده و برايشان بيان مىكرده ، و همواره عده اى از صحابه ايشان مشغول ياد دادن و ياد گرفتن بودند كه چطور قرائت كنند ، و بيان هر كدام چيست ، آن عده كه به ديگران ياد مىدادند همان قراء بودند كه بيشترشان در جنگ يمامه كشته شدند .
مردم آن زمان هم رغبت شديدى در گرفتن قرآن و حفظ كردنش داشتند ، و اين گرمى بازار تعليم و تعلم قرآن هم چنان ادامه داشت تا آنكه قرآن جمع آورى شد . پس حتى يك روز و بلكه يك ساعت هم بر مسلمانان صدر اول پيش نيامد كه قرآن از ميانشان رخت بر بسته باشد ، و آنچه كه بر سر تورات و انجيل و كتابهاى ساير انبياء آمد بر سر قرآن كريم نيامد .
علاوه بر اينكه روايات بىشمارى از طريق شيعه و سنى داريم كه رسول خدا ( ص ) بيشتر سوره هاى قرآنى را در نمازهاى يوميه و غير آن مىخواند ، و اين قرآن خواندن در نماز در حضور انبوه جمعيت بود ، و در بيشتر اين روايات اسامى سوره ها چه مكى و چه مدنى آن برده شده است .
از اينهم كه بگذريم رواياتى در دست است كه مىرساند هر آيه اى كه مىآمده رسول خدا ( ص ) مامور مىشده آن را در چه سوره اى و بعد از چه آيه اى جاى دهد ، مانند روايت عثمان بن ابى العاص كه ما آن را در تفسير آيه « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ » « 1 » نقل مىكنيم كه رسول خدا ( ص ) فرمود : جبرئيل اين آيه را برايم آورد و دستور داد آن را در فلان جاى از سوره نحل قرار دهم « 2 » .
و نظير اين روايت رواياتى است كه مىرساند رسول خدا ( ص ) سوره هايى را كه آياتش به تدريج نازل شده بود خودش مىخواند ، مانند سوره آل عمران و نساء و غير آن . پس ، از اين روايات آدمى يقين مىكند كه آن جناب بعد از نزول هر آيه
هامش
( 1 ) سوره نحل ، آيه 90 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 128 و الاتقان ، ج 1 ، ص 60 .