تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
« مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَيْه » در جاى خودش قرار داديم « 1 » . باز در همان كتاب است كه ابن اشته از طريق ايوب ، از ابى قلابه روايت كرده كه گفت : مردى از بنى عامر كه انس بن مالكش مىگفتند گفت : در عهد عثمان اختلافى بر سر قرآن پديد آمد و آن چنان بالا گرفت كه آموزگاران و دانشآموزان بجان هم افتادند . اين مطلب به گوش عثمان رسيد و گفت : در حكومت من قرآن را تكذيب مىكنيد و آن را به دلخواه خود قرائت مىنماييد ؟ قهرا آنهايى كه بعد از من خواهند آمد اختلافشان بيشتر خواهد بود ، اى اصحاب محمد ( ص ) جمع شويد و براى مردم امامى بنويسيد . اصحاب گرد هم آمدند و به نوشتن قرآن پرداختند ، و چون در آيه اى اختلاف مىكردند و يكى مىگفت رسول خدا ( ص ) اين آيه را به فلانى ياد داد عثمان مىفرستاد تا با سه نفر شاهد از اهل مدينه بيايد آن گاه مىپرسيدند رسول خدا ( ص ) اين آيه را چگونه به تو ياد داده ؟ آيا اينجور يا اينجور ؟ مىگفت نه اينطور به من آموخته است ، آيه را آن طور كه گفته بود در جاى خالى كه قبلا برايش گذاشته بودند مىنوشتند « 2 » . باز در همان كتاب از ابن ابى داوود از طريق ابن سيرين از كثير بن افلح روايت كرده كه گفت : وقتى عثمان خواست مصاحف را بنويسد براى اين كار دوازده نفر از قريش و انصار را انتخاب نمود ، ايشان فرستادند تا ربعه « 3 » را كه در خانه عمر بود آوردند . عثمان با ايشان قرار گذاشت كه در هر قرائتى كه اختلاف كردند تاخير بيندازند تا از او دستور بگيرند . محمد مىگويد : به نظر من منظور از تاخير انداختن اين بود كه آخرين عرضه قرآن را پيدا نموده آيه را بر طبق آن بنويسند ( چون جبرئيل سالى يك بار همه قرآن را به رسول خدا ( ص ) عرضه مىكرد ) « 4 » . و نيز در آن كتاب است كه ابن ابى داوود به سند صحيح از سويد بن غفله روايت كرده كه گفت على ( ع ) فرمود : در باره عثمان جز خوبى نگوييد ، زيرا
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 59 . ( 2 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 59 . ( 3 ) « ربعه » جعبه كوچك و يا زنبيل را گويند . ( 4 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 59 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 178 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى